خاطرات کهن مهاباد اصفهان

متن مرتبط با «میدانم که نمیدانم» در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان نوشته شده است

سپهبد سلیمانی، رزمندهu200cای که خونَش از عملیاتu200cهایش خطرu200cناکu200cتر است

  • نیلوبلاگ

    گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از انتقامی سخت؛سپهبد سلیمانی، رزمندهای که خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر است + تصاویرسپهبد سلیمانی، سرداری بود که امروز خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر خواهد بود.به گزارش...

    ادامه مطلب
  • نشدکه بگم

  • نیلوبلاگ

    هیچ وقت نشد بهت بگم دنیایی که تو رو داره، دنیای منه.نشد که بگم حرف های اسمت، الفبای منه.آره نشد که بگم رد پاهات روزمین، عبادتگاهxa0منه.نشد اما ازتو گفتن، به خدا کار منه.پشت به هر چی که گذشته است،همه حال...

    ادامه مطلب
  • (می دانم)

  • نیلوبلاگ

    (می دانم) هوا بس ناجوانمردانه دلگیر است می دانمجرس در سینه چون شیری به زنجیر است می دانم نمی خواهی بمانی یک دمی دیگر به دردستاندِلت مانندِ من از زندگی سیر است می دانم کسی درکی ندارد از تو ای تنهای بی سامانفضا اندر جهان در حالِ تغیر است می دانم نگو دیگر زِ بی مهری که آیینی نوین گشتهزمین آلوده بر انصارِ تکفیر است می دانم بیا با من بشین ای خسته تر از سازِ ناکوکمکه غم اینجا بُرون از حّدِ تفسیر است می دانم ولیکن با تمامِ غصه ها در این جهان اینکرها کن نا امیدی را،نگو دیر است می دانم بگو از عشق...چون د...

    ادامه مطلب