خاطرات کهن مهاباد اصفهان

متن مرتبط با «وجدان کاری» در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان نوشته شده است

(وجدان)

  • نیلوبلاگ

    (وجدان) چندیست که وجدان شُده کمرنگدلها زِ خباثت شُده چون سنگ در سینه ی پُر دردِ شقایقآیینه شکست است زِ نیرنگ بلبل چو کند نغمه سراییآواز نخواند ، مگر از جنگ گویی که شَب و روزِ تباهیدر مرگِ بشر گشته هماهنگ بی وقفه دراین ماتمِ عظماناقوسِ کلیسا بزند، زنگ در سوگِ غزل خانه ی عشّاقپوشیده عزا، قامتِ فرهنگ دایم بشود راهِ تنفّساز بغضِ گلو همچو قفس، تنگ دیریست که آلوده بخاکیمعارف شُده در راه خدا لنگ از بهر رسیدن به حقیقتبر هر که زند،غیر خدا چنگ دیگر نتوان گفت ازاین درداز فاجعه...از مردمِ صد رنگ باید که به ...

    ادامه مطلب