(وجدان)

خرید بک لینک

(وجدان)

چندیست که وجدان شُده کمرنگ
دلها زِ خباثت شُده چون سنگ

در سینه ی پُر دردِ شقایق
آیینه شکست است زِ نیرنگ

بلبل چو کند نغمه سرایی
آواز نخواند ، مگر از جنگ

گویی که شَب و روزِ تباهی
در مرگِ بشر گشته هماهنگ

بی وقفه دراین ماتمِ عظما
ناقوسِ کلیسا بزند، زنگ

در سوگِ غزل خانه ی عشّاق
پوشیده عزا، قامتِ فرهنگ

دایم بشود راهِ تنفّس
از بغضِ گلو همچو قفس، تنگ

دیریست که آلوده بخاکیم
عارف شُده در راه خدا لنگ

از بهر رسیدن به حقیقت
بر هر که زند،غیر خدا چنگ

دیگر نتوان گفت ازاین درد
از فاجعه...از مردمِ صد رنگ

باید که به دندان بِگزَم لب
دل رابسپارم به نی و چنگ

دلخوش بِنِشینم به رهایی
در کوی مغان، با میِ گلرنگ

نویسنده :داود اشرفی مهابادی

خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: وجدان بیدار,وجدان چیست,وجدان بحري,وجدان الملازمين,وجدان کاری,وجدان العلي,وجدان العيدروس,وجدان العاني,وجدان السلمي,وجدان شهرخاني, نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 22:24

صفحه بندی