خاطرات کهن مهاباد اصفهان

متن مرتبط با «یاد دارم شبی چشمم نخفت» در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان نوشته شده است

عاشقان حسین یاد حسینی ها

  • نیلوبلاگ

    #عاشقان_حسین_ع_ #یاد_حسینی_ها علیرضااشرفی_مهابادیxa0لیست_شماره_یک محرم که می شود آدم قشنگ جای خالی بعضی ازرفقا و آدم های این دستگاه و حس می کنه، گاهی صداشون تو گوش تو هست، گاهی دارند اون وسط های هیئت را...

    ادامه مطلب
  • (یاد دارم)

  • نیلوبلاگ

    (یاد دارم) یاد دارم یک شبی ناخوانده مهمانم شدیخیره ماندی بر نگاهم ، برقِ چشمانم شدی در غروبی سرد و بی احساس با آغوشِ بازآتشی سوزنده در فصلِ زمستانم شدی من کویری تشنه بودم ،تشنه تر از جوی آبدر کشاکش با عطش،یکباره بارانم شدی مرده بودم در تعصب های خشکِ جاهلیچون دمِ عیسی روان در جسمِ بی جانم شدی من شدم مجنون، تو هم لیلای بی پروای مندر شبانگاهِ تَباهی،شمعِ تابانم شدی راهِ کج بر من نمودی ، راست تا اقلیمِ عشقباعثِ آوارگی از ملکِ کنعانم شدی تازه چشمانم به چشمانِ تو عادت کرده بودبیخبر رفتی و خون بر چشمِ ...

    ادامه مطلب