رسالت

خرید بک لینک


رسالت آدم ها باهم دیگر فرق می کند ،یکی آمده است که بماند به هر قیمتی و دیگری اخلاقش جوری نیست که به هر قیمتی مانا باشد.
یکی بود و نبودش فرقی ندارد و یکی چه بسا نبودش طعم و مزه ی بهتری دارد. یکی به نرخ روز و مد بازار رنگ عوض می کند .آن دیگری اول و آخربازی خودبی آرایش و ساده اش هست .
دنیا برای همه ی این آدم ها به حد کافی جا دارد.از پهلوان پنبه ای تا پهلوان واقعی. از آدم های زغالی تا زغال فروش قصه های شبانه . از جار و جنجال لات های عربده کش کوچه های خلوت تا سکوت سرشار از ابهت مردهای زخمی مروت .
دنیا بزرگه و همه ی آدم ها را در خودش حل می کنه ،اونقدری صبور که اصل حالش از خیلی ها را رو نمی کنه. که تحمل می کنه این همه نقاب متعفن را.اما تا یه جایی.
یه روزی در محکمه ی عدالت ، همین دنیای ساده و ساکت بعنوان شاهد لب به سخن باز می کنه و اون وقته که می بینیم هر کس و ناکسی پهلوان قصه نیست...
یه روزی که قاضی اون فقط خداست.فقط خداها نه یه مشت شعبان .... دوزاری حوالی سفره .

✍نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی

خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: سه شنبه 15 آذر 1401 ساعت: 3:36

صفحه بندی