وقتی چو ابری نیّتِ باران نداری
جایی تو در اندیشه ی دهقان نداری...
بر تن مپوشان جامه ی مردانگی را
چون قامتی، شایسته ی مردان نداری
دایم تظاهر از لَبِ خشکِ تو جاریست
اما دریغا! یک نَمِ ،ایمان نداری
جامی نمی آری! قدح را مشکن از ما
زیرا که جا ، در حلقه ی مستان نداری
ای مدّعی! دنیای تو همچون حباب است
مانندِ مردابی، غَمِ طوفان نداری
نویسنده :داود اشرفی مهابادی
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 181