(چکنم...) شعر طنز

خرید بک لینک

شعر طنز

دلبر از من گِله دارد ، چکنم
وای عجب حوصله دارد،چکنم

خانه میخواهد و ماشینِ پژو
دَم به دَم مسئله دارد، چکنم

مُبلِ آنتیک، بخواهد ز فرنگ
مشکلِ داخله دارد، چکنم

بخشِ سفلیٰ بُود آبادیشان
با ژنو فاصله دارد ،چکنم

میزند ، طعنه مرا چون پدرش
یک قشون عایله دارد، چکنم

زایمان کرده ام از نق زدنش
مادری قابله دارد، چکنم

شُده چون گربه ی عابد بخدا
همه شب نافله دارد، چکنم

ناتوانم که بگویم سخنی
چون به لب هلهله دارد، چکنم

منم و غصه ی عالم به دلم
زندگی غایله دارد، چکنم

رفته از خاطرِ من، صورتکش
بسکه او مشغله دارد، چکنم

خانه ام روی گُسل بنا شده
پشتِ هم زلزله دارد، چکنم

من غلامم ، نَکه شوهر بَرِ او!
باز از من گِله دارد، چکنم

نویسنده :داود اشرفی مهابادی

خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: چهارشنبه 31 شهريور 1395 ساعت: 0:22

صفحه بندی