(گمشده)

خرید بک لینک

(گمشده)

گفتم که بیا تاکه بشینم به تماشا
آن صورتِ زیبنده ی آیینه نمارا

تا با نگهت، یک غزلی تازه سرایم
در خلوتِ آغوشِ تو ای دلبرِ رعنا

با من بنشینی و بشینم به کنارت
آسوده شوم از غمِ دیرینه ی دنیا

دستانِ نوازش گرِ من زلفِ تو گیرد
بردست و زَنَد ، حلقه به آن جعدِ فریبا

اما! چه کنم حرفِ مرا گوش نکردی
دادی تو به این خسته زِ جان وعده ی فردا

رفتی و دگر هیچ خبر از تو نیامد
ای گمشده در خاطرها همچو معمّا

تنها منم و یادِ تو در قلبِ حزینم
شبهای دراز و دِلِ لبریزِ تمنا

نویسنده :داود اشرفی مهابادی

خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: گمشده ها,گمشده در ترجمه,گمشده سریال ترکی,گمشده های ثبت احوال,گمشده کارت ملی,گمشده سریال,گمشده عشق,گمشده محمد طاها,گمشده شناسنامه,گمشده من آریان, نویسنده: بازدید: 188 تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 22:24

صفحه بندی