ایران در راستای تحولی بزرگ
وقتی وارد فضای دانشگاه شدیم احساس خاصی بهمان دست داده بود ودلمون از یک واقعه جدیدی خبر می داد انگار می خواست اتفاقات خوبی برایمان رقم بخورد وانگارآرزوی همیشگیمون تحقق پیدا کرده بود ورود به دانشگاه ..
شاید این ویژگی از خصیصه های ذاتی مان باشد که اگر کتابی که مطابق میل مان نباشد رو دوست نداریم بخونیم ولی این بار وارد فضای دانشگاه شده بودیم ودوست داشتیم درس بخونیم کتاب بخونیم وبقول امروزی ها کسب دانش کنیم اما به محض ورود به دانشگاه به بنبست خردیم و با انتخاب رشته ووارد شدن به کلاس های درس به سدی محکم خردیم خوندن اون همه کتاب های مزخرف وغربی فشار زیادی به مغز مان میاورد آخه اون کتاب ها نه تنها به علم کسی اضافه نمی کنه بلکه اون دانش کمی هم که قبل از ورود به دانشگاه همراه فرد رو داشته هم ازش میگیره خوندن اون هم نظریه های غربی که با مبانی ما منافات داشت وهمیشه دوستان وهم ترمیام که جاشون خیلی خالیه پای صحبت می نشستیم وبحث می کردیم از خوندن این همه کتاب هایی که خدا را شاهد میگیرم که یک ذره فایده نداشت وشاید اگر به من میگفتن رشته علوم اجتماعی ویا شایداز اجتماع برای ما یک تعریفی ارائه بده من به جرات می تونم بگم حرفی برای گفتن نداشتیم چرا اگر بخواهیم از علوم اجتماعی بگیم خیلی چیزها میشه گفت ولی کتاب های درس ودروس دانشگاهی ما چیز دیگری می گفت وتعاریف علوم اجتماعی شده بود پر از نظریه های نظریه پردازان غربی که خوراک ما می شد وانگار اونا خوب فهمیده بودند ومن واقعا همیشه پیش خودم میگفتم یعنی این همه آدم دانشمند که در زمینه انتشارات ونظارت بر انتشارات کتاب های درسی فعالیت می نمایند نظری به این کتاب ها نمی اندازند حدود 25 سال است که کتاب های غربی خوراک انسان هایی است که تنها گناهشان کسب دانش است اما نبود نظارت بر علم وکسب دانش وو عدم توجه به ارزش های اصیل اسلامی کشور اسلامی ایران را 25 سال به عقب برد دور کردن جوانان از ارزش های اصیل اسلامی وشاید به جرات می توانم بگم علوم انسانی ریشه کشور اسلامی ایران را تشکیل می دهد ودر این سال ها ریشه های آلوده غرب خوراک ساقه های جوانان اسلامی را تشکیل می داد ونتیجه آن هم معلوم می شود مثالی برایتان می زنیم مثال مادری را می زنیم که فاحشه باشد دزد باشد بچه آن نتیجه آن می شود حاصل دست پرورده او.
بعد از پیروزی انقلاب دانشمندان واندیشمندان ما برای رسیدن سطوح فکری جامعه ایران در سطح جهانی وهم سطح کشورهای دیگر وبرای عقب نماندن از روند پیشرفت باید تحولی بزرگ را در جامعه ایران رقم می زدند تحولی که بتواندجامعه ایران را در همه ی زمینه های فکری رو به جلو حرکت دهدتا جایی که اندیشمندان علوم انسانی ما تصمیم به تغییرات اساسی زدند ونسخه ای جدید را برای پیشرفت پیچیدندنسخه ای که انگار با افراط گرایی بی حد ومرز روبروو بود چون از یک طرف ایجاد چندین رشته دانشگاهی نیازمند کتاب هایی بود که بتواند نیاز های جامعه را برآورده کند واز یک طرف نبود علم کافی ومتوصل شدن به غرب ودیگری رویکرد توجه دانشگاه به کسب در امد همه این عوامل باعث شد تا افراط گرایی به بالاترین حد ومرز خود برسد تا جایی که خبرها از گوشه وکنار شنیده می شد که به راحتی افرادمدارج عالی را طی نموده وسریع جدید ترین کتاب خود را منتشر می کردند وبا استقبال روبرو می شد واین روند ادامه پیدا می کرد اما نسخه ای که برای پیشرفت ایران پیچیده شد نسخه ی سالمی نبود گر چه ما در زمینه اقتصادی هم نسخه ی جدیدی را در زمینه علوم انسانی چیدیم ودست به تغییرات وکتاب های جدیدی منتشر شد اما توفیق زیادی کسب نکردیم.اشتباه اندیشمندان ایران در زمینه علوم انسانی ناشی از عدم فهم واقعیت از درک تعامل با جهان بود گر چه ما نباید از این واقعیت بگذریم که باید با جهان تعامل داشته وباید از نظرات وبینش آنها هم استفاده کرد یاد این جمله پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) علم اگر ثریا باشد مردانی از پارس به ان دست می یابند اما به راستی که ...
در سال های اخیر تحول در علوم انسانی شده یکی از دغدغه های من چون می دونم چیزی که امروز خوراک جوانان ماست می تواند عواقب بدی را بر جامعه ما تحمیل نماید اگر به کتاب های نظریه پردازانی که امروز به عنوان الگو نظریه های آنان به جوانان این مرز وبوم در قالب کتاب های درسی تحمیل می شود توجه نماییم از اساس اونها در کشور خودشون الگویی جوانان غربی هستند اما بر عکس الگو ی جوانان غربی برای ما معضلی است زیرا مبانی اعتقادی ما با اونها متفاوت است مثالی می آوریم امروزه نظریه های یکی از نظریه پردازان آمریکایی که همموم یک جورایی باهاش آشنا هستیم رابرت اسپنسر در جامعه شناسی را پر کرده .
اکثر کتاب های رشته علوم اجتماعی از نظریه های این نظیره پرداز غرب اقتباس شده وجرات می توانم بگویم کمتر کتابی را دیده ام که نظریه های او در ان دیده نشود.
اما به راستی رابرت اسپنسر کیست ؟
امروزه متاسفانه در تمام حوزه هایمان اینگونه پیش می رویم ووقتی میبینیم که نمی توانیم کاری کنیم رو به کشورهای دیگه میاریم واونها رو الگوی خودمون قرار میدیم بدون توجه به ظرفیت های داخلی ونادیده گرفتن نیروهای ارزشی کنار گذاشته که تواناییی های آنها بارها ثابت شده است نیروهایی که وزنه سنگینی برای انقلاب وملت ایران به حساب می آید وسالهاست اونها کنار رفته اند .
اگر امروز می بینیم که نتونستیم در حوزه های مختلف موفق باشیم ناشی از همین اتفاقات است که سال هاست همچنان جریان دارد
مشاوره های غلط در راستای برنامه ریزی های کلان از همین چیز ها ناشی می شود که مسئولین در چند سال اخیر بارها به آن اذعان کرده اند به نظر شما اینها از چه چیزی نشات می گیرد باز همه چیز به اصل وریشه ما بر می گرده چون ریشه ای که زخمی است نمی تواند درست ودرمان باشد وهمیشه لنگ می زند وریشه ای که آلوده باشد نمی تواند درست کار کند وشریان های حیاتی قطع می شود .
اگر امروز می بینیم که در حوزه ی اقتصاد توفیقاتی کسب نمی کنیم ویا در حوزه سیاست خارجه چشمگیر نیستیم ویا درحوزه های مختلف نتوانسته ایم موفق باشیم ناشی ازمکتبی است که به اشتباه از اول وارد شده ایم .
متاسفانه در سال های اخیر برنامه ریزی های درستی نداشته ایم درهیچ حوزه ای موفقیتی کسب نکرده ایم.
اگر امروز می بینیم که در زمینه علوم انسانی با مشکلات بزرگی روبه روهستیم ناشی از همین مکتبی است که به اشتباه به آن ورود کرده ایم مکتبی که مال مان نیست ومتاسفانه امروز به عنوان علم روز در دانشگاه های بسیار معتبر ما به عنوان الگو تدریس می شود واگر امروز می بینیم ما در زمینه علوم انسانی پیشرفتی نداشته ایم ناشی از بی توجهی مسئولان در زمینه این علوم می باشد که سال ها به حال خود رها شده وافراد با دریافت مدارک عالی جولان می دهند.
متاسفانه امروزه علوم انسانی ما توسط کسانی تدریس می شود که سال ها دروس غرب گرایی را خوانده اند وامروز همان دروس را برای جوانان ما تدریس می نمایند اما نکته : به راستی طراحان اصلی ونمایندگان راستین ما در جامعه در زمینه انشارات ونظارت بر انتشارات کتاب درسی ما چه کسانی هستند بله درست حدس زدید اینان نمایندگان واقعی ما در زمینه خلق کتاب های جدید ودانش روز می باشند ولی آنها مکتبی را به عنوان الگوی خود انتخاب کرده اند که با مبانی ما متفاوت است واینجاست که امروزه می بینیم بیشترین قشر تحصیل کرده ما که در معتبر ترین دانشگا ه های کشور تدریس می نمایند واز آنها به عنوان استاد دانشیار یا دکترین های اقتصادو... از آنها یاد می شود نمی توانند تاثیری در روند جامعه داشته باشند شاید سوالی که اکثر مردم بپرسند این است که آنها باسوادان جامعه باشند هیچ کس منکر سواد آنها نیست اگر امروز میبینیم که بسیاری از این استادان به انتشار چندین کتاب از خود در دانشگا هها نموده اند اما هیچ نمودی در جامعه نداشته چون این کتاب ها نشات گرفته از تفکرات غرب گراییست که حاصل دروسی است که در مراحل تحصیل طی نموده اند.
اما براستی مشکل اساسی جامعه ایران چیست واین همه بی برنامه گی ها وتلف شدن استعداد های کشور از چه چیز نشات می گیرد
در زمینه جغرافیایی همیشه برای پیش بردن راه نیاز به نقشه راه می باشد وهدف هایی که در ان ترسیم شده تا بتوانند به آن دست یابند هدف هایی که امروز به عنوان طرح های بزرگ در کلان شهر وشهر های بزرگ برگزار می شود وهر فرد وشخصی که سکان وفرمان را می گیرد طبق آن طرح حرکت کرده زیرا این طرح ها توسط کارشناسان طی روز ها وماه ها تلاش به طرحی جامع تبدیل شده است تا بتوانند آن را بدرستی اجرا کرده وخللی در برنامه های بلند مدتشان نداشته باشد چیزی که امروز در بیشتر شهرها اجرا شده ونتیجه های خوبی از آن خروجی های دریافت شده وباعث صرفه جویی در زمان ومنابع جامعه شده است تا جایی که از خیلی از تک روی ها جلوگیری کرده وراه را به درستی نشان داده .
اما هدف ما از توضیح در مورد طرح جامع چیست طرحی که امروز فقط در حوزه جغرافیای وآن هم فقط در بخش شهر ها وروستا ها اجرا می شود وانگار مسئولان ما فراموش کرده اند که کشور ایران افق 1400 را برای خود ترسیم کرده وبرای رسیدن به آن باید تغییراتی را در خود ایجاد کند تغییراتی که شاید اگر بخواهیم درصد بگذاریم شاید درصد بالایی را از بخش های ساختار کشور را در بر بگیرد .
کشورایران از مظلومیت خاصی برخوردار است وهمیشه ضربه های زیادی خورده ضربه هایی تا حد مرگ ونابودی نسل هایی که تا دهه ها می توانستند برای کشورمان مفید باشند وافتخارات بیاورند
متن ویرایش نشده
ادامه د ارد...
نویسنده :حمیدرضا اشرفی مهابادی
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...
ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 186