به حرمت بانوی صبر کربلا، دختر مد روز شهر فرنگ، دستی به سر و رویش کشیده!تمام حواسش را جمع کرده تا اراده اش پوشالی نباشد. می خواهدسر هوس هایش را ببرد. مصمم است و انگیزه هایش زیاد... باید پشت ستون زینب(س) قرار بگیرد، ستون حیا و شرف.می گوید کربلا موجی نیست که تا به ساحل برسد مرگش فرا رسد، کربلا ابدی است ایمن برای سوار شدن امثال من...باز محرم شده و درب های دانشگاه حسین (ع)بازتر از قبل واو فهمیده است که آغوش گرم خاندان ایمانی برای حریت ما فراهم است، مقصد را مشخص کنیم، فرصتی تازه پیش روی ماست، کشتی نجات لنگر گرفته است مبادا از محدوده هدایتش خارج شویم!دختر یا پسر بهانه است، امروز خواستم دختری در بطن داستانم بدرخشد، در اوج باشد و جایگاهش بهترین ها که دختران سرزمینم لیاقتشان بیش از آن است که طعمه ی گرگ صفتان باشند.خواهرم زیبایی هایت را به رخ نکش... سال ها قبل زینب جز زیبایی چیزی ندید، درست بالای تلی که به گودالی خونی مشرف بود. خواهرم، عزیزم ته هر نوع پوششی که انتخاب می کنی، قدر ثانیه ای به خودت فکر کن و اگر وقت کردی به زینب و زینب ها!
نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی، مهر 1395
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...
ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب: هتک حرمت به بانوی محجبه,
نویسنده:
بازدید: 207
تاريخ: چهارشنبه
14 مهر
1395 ساعت: 23:28