کویربکر

خرید بک لینک

کویر_هم_احساس_دارد امروزکویرپس ازمدت هاحرف زدوماشنیدیم. دلش حسابی پربود... نمیدانست ازکجاشروع کند! ازخوشحالی بخنددیاازغم وناراحتی گریه کند... کویرحرف هاداشت که مدت هادرون سینه اش حبس شده بود... حقم داشت،اوباتنهایی خوگرفته بود،باردیگرخلوتش رابهم زده بودیم،اینبارکمی بیشترازقبل،امالبخندبرلبانش نقش بست وآغوش خودرابه رویمان گشود... گوشه ای نشست وبه تماشای مهمان های نوروزی اش سرگرم شد،به ردپای غریبه های آشناخیره شد،به فکرفرورفت،به اینکه ساعت هابعدهمه چیزبه شکل اولش بازخواهدگشت امااوهمچنان تنهاو پرازخالیست... کویرکم کم ازپشت شیشه ماشین محومیشود،دستی تکان میدهدوسرش راپایین میندازد،بغض میکند وآهش به گوش آسمان میرسد،صدای نهیبی می آید،صدای آمدن بادی که بازهم سعی میکندخاطرات آدمهای رفته راباخودببرداماتابه حال موفق نبوده است،هواکمی تاریک میشود،حالاآسمان پرازستاره هایی است که برای کویردلبری میکننداماکویردلش برای کسانی تنگ است که ماندن رابلدنیستند،که آمده بوده اند ساعتی حالشان خوب باشد،که فکرش رانمیکردندکویرهم احساس دارد،آری کویرهم احساس دارد.. مثل من،مثل تو،مثل...

نویسنده :مسعوداشرفی مهابادی

خاطرات کهن مهاباد اصفهان...

ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 139 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 2:59

صفحه بندی