خوابای رنگی می بینی، هنوزم اون کنارته
یه وقتایی دیر میکنی، میبینی چشم براهته
فرم نگاش برای تو، آخ خنده هاش قرارته
پا به پای تو میادش، اونکه همش نگارته
رویاهاتو بغل بزن، دنیا پر از حسادته
بیدار شدی یادت نره، عشق پر سعادته
نفس بگیر از این هوا که مملو از سخاوته
تو رو بااون نبیندت، جهان یه سر خسارته
طاقت بیار خسته نشو، دلی خوش وصالته
جانی به رویایت, بده، که غیر این قساوته
منظور شعر من منم،نه دیگری جسارته
اگر چه زندگی پر از، قصه ی با شباهته
نویسنده :علیرضااشرفی_مهابادی
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 140