خانه ات آباد ذکر دل من...
مردمم پشت سر چندی است غیبت می کنند. تازگی ها گفتگواز تو برایم با خشونت می کنند !
تاتهش خانه خرابت هستم اما این جماعت هم بوی گند منطق می دهند!!! من کجای کارم از دست تو شکوه گر شدم، من که کیش ناله ها را در خودم حل کرده ام. من برای خاطرتو صابر درس سکوتم...
حرفی نمی زنم اما عشق بازی ام با تو از راهی به جز وصل ظاهری است ،من به آیین خودم با هر دعایی در رهت،غرق رسیدن گشته ام.
بین مردم شهره شد که فلان دیوانه ام...
هر چه می خواهند بگویند، سرسری می گذرم جز زبانی که بچرخد به بدگویی تو.
هرچند کلاغان خبر آورده اند که دیده اند تو را بارها در حوالی دیگری،ولی دیوانگان را چه صنمی به کلاغان؟!
...خانه ات آباد ذکر دل من.
نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادی
ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 159