معاد همین جاست، وقتی تو با نگاهت از عشق می پرسی و من شرمنده ام!
وقتی بعد رفتنت تمام نمی شوی و آتش می گیرد دلم..
باور کن به مردن نیست، زنده به رستاخیز عشقم می خوانی و متهم و سر فکنده به نگفتن دوستت دارم می شوم!
نویسنده :علیرضااشرفی_مهابادی
خاطرات کهن مهاباد اصفهان...ما را در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 134