خاطرات کهن مهاباد اصفهان

متن مرتبط با «تشکر از خانواده» در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان نوشته شده است

بوی خوش حاج قاسم سلیمانی اهواز را معطر کرد+تصاویر

  • نیلوبلاگ

    xa0بوی خوش حاج قاسم سلیمانی اهواز را معطر کرد+تصاویرپیکر پاک و مطهر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و همراهانش از طریق فرودگاه بینالمللی اهواز وارد ایران اسلامی شد.به گزارشxa0گروه استانهایxa0باشگاه خبرنگاران ...

    ادامه مطلب
  • سپهبد سلیمانی، رزمندهu200cای که خونَش از عملیاتu200cهایش خطرu200cناکu200cتر است

  • نیلوبلاگ

    گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از انتقامی سخت؛سپهبد سلیمانی، رزمندهای که خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر است + تصاویرسپهبد سلیمانی، سرداری بود که امروز خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر خواهد بود.به گزارش...

    ادامه مطلب
  • از بعضی ها خوشمان می آید و از برخی بدمان، چرا؟

  • نیلوبلاگ

    وضوح تصویر آدمی در شبکه های دلی و ذهنی برگرفته از داده های ارسالی ما در طول زمان است. چه گفته ایم و چه کرده ایم مسئله این است. موج یابی معمولاً روی فرکانس دیده ها، شنیده ها، تصورها xa0و...سنجش از راهxa0برداشت اولیه (درست یا غلط) +پنداشت ثانویه >>>شکل گیری نوع حس متناسب با هر آدمیxa0xa0نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادیxa0...

    ادامه مطلب
  • مرورگذشته (به بهانه موفقیت یکی از پرونده های قنات)

  • نیلوبلاگ

    مرورگذشته (به بهانه موفقیت یکی از پرونده های قنات)ما نبودیم اما بر خلاف این روزها مثل اینکه خیلی فراتر از تصورعجیب ما شده بودند! بزرگتر ها تعریف می کنند :اصلاً هیچ شباهتی باالان نداشت، آب قنات خیلی زیادبود.کدخدا، خدایی بود برای خودش!رعیت ها جونشون و برای یه قطره آب کف دستشون می گذاشتند،ترس کیلویی چند؟همونی که تو ماه رمضون با زبون روزه درو می کرد به وقتش خونش که جوش می اومد، یه آدم دیگه ای می شد.خبرها اینطور می رسید که بعضی ها پررو شدند و به حق خودشون قانع نیستند، حرف حسابم حالیشون نبود.قنات اون ...

    ادامه مطلب
  • بازار عاشقی

  • نیلوبلاگ

    چه شبی است امشب... گهواره ای در حسرت سرباز شش ماهه اش دیگر نمی جنبد! عمه ی خمیده قامتی ستون خیمه های سوخته شده است! یک کاروان بی کسی، تب بیمار کربلا رابالا برده است، علی بن حسین(ع) مرداس افتاده به بستر قافله ای است که در آتش جهالت سپاه عمر می سوزد... گوشواره فدایت بابا، گوش هایم هم چیزی نیست، کجایی بابای مهربونم، بغض کردن یادم رفته است می ترسم بعد از آن ظهر عطش در دریای اشک هایم همه غرق شوند! چقدر غربت درد دارد آقا... تاریکی ودرد تازیانه که چیزی نیست... خارجی خوانده شدن درد دارد ارباب! تمام حرم ...

    ادامه مطلب
  • تشکر از خانواده شهید غلامی

  • نیلوبلاگ

    xa0 با سلام ارزو داشتم از کسی که پیکر پدرم را پیدا کرده تشکر کنم امروز فهمیدم که پدرم راxa0 شهید غلامی تفحص کرده است دست پدر و مادرش را می بوسم xa0xa0 حجت کمال ارانی از آران و بیدگل xa0 با عرض سلام و خسته نباشیدیاد و خاطره شهید غلامی زنده و جاوید بادxa0انشا اله رهرو شهیدان وطن باشیم جدید ترین ارسالی ها به xa0وب خاطرات کهن مهاباد اصفهان از آران بیدگل...

    ادامه مطلب
  • (ناز)

  • نیلوبلاگ

    (ناز) باز می آیی به مهمانیِ چشمانم بنازباز می خوانی به گوشم نغمه هایی دلنواز باز بازی می کنی با این دلم چون کودکیکَز هوس بر سیبِ سرخی می زَند یکباره گاز میبری دل از من و بی من به دریا میزنیگرچه می دانی که می دارم به آغوشت نیاز روی ماهت را بپوشانی به دستت در قنوتمیکنی دایم اقامه پیشِ چشمانمنماز گر چه تکلیفی ندارم در چنین کش واکشیلیک دلبستم که شاید! عشق گردد چاره ساز ای صدایت آشنا همچون تپش در قلبِ مناین بدان عاشق چو گُل عمرش نمی باشد، دراز نویسنده :داود اشرفی مهابادی...

    ادامه مطلب