خاطرات کهن مهاباد اصفهان

متن مرتبط با «می دانم که می ایی» در سایت خاطرات کهن مهاباد اصفهان نوشته شده است

امیرسرلشکرشهیدرضاکریمی

  • نیلوبلاگ

    #امیر_سرلشکر_شهید_رضا_کریمی #روز_ملی_ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران_گرامی_باد...

    ادامه مطلب
  • مداحی تصویری محمدبهرامیان

  • نیلوبلاگ

    با سلام به بینندگان محترم . . امیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری نمائید . نظرات شما بینندگان محترم سازنده خواهد بود . با تشكربروزترین وبلاگ مهاباد همیشه درانتظار شماست هرروز با مطالب جدید...هرهفته یک آهنگ زیبا از وب خاطرات پخش خواهد شد. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • سپهبد سلیمانی، رزمندهu200cای که خونَش از عملیاتu200cهایش خطرu200cناکu200cتر است

  • نیلوبلاگ

    گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از انتقامی سخت؛سپهبد سلیمانی، رزمندهای که خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر است + تصاویرسپهبد سلیمانی، سرداری بود که امروز خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر خواهد بود.به گزارش...

    ادامه مطلب
  • نشدکه بگم

  • نیلوبلاگ

    هیچ وقت نشد بهت بگم دنیایی که تو رو داره، دنیای منه.نشد که بگم حرف های اسمت، الفبای منه.آره نشد که بگم رد پاهات روزمین، عبادتگاهxa0منه.نشد اما ازتو گفتن، به خدا کار منه.پشت به هر چی که گذشته است،همه حال...

    ادامه مطلب
  • امید می خواهیم

  • نیلوبلاگ

    به قداست بعضی واژه ها ایمان آورده ایم .مثلxa0امیدxa0که کلمه ای است برای ماندن ،شکیبایی وجنگیدن.xa0و جرقه ای برای تراوش هزاران واژه ی دیگر همچون وفاداری ، دوست داشتن ،گذشتن و...برای پر کردن کاسه ی خالی چه کن...

    ادامه مطلب
  • از بعضی ها خوشمان می آید و از برخی بدمان، چرا؟

  • نیلوبلاگ

    وضوح تصویر آدمی در شبکه های دلی و ذهنی برگرفته از داده های ارسالی ما در طول زمان است. چه گفته ایم و چه کرده ایم مسئله این است. موج یابی معمولاً روی فرکانس دیده ها، شنیده ها، تصورها xa0و...سنجش از راهxa0برداشت اولیه (درست یا غلط) +پنداشت ثانویه >>>شکل گیری نوع حس متناسب با هر آدمیxa0xa0نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادیxa0...

    ادامه مطلب
  • تحمیدیه

  • نیلوبلاگ

    اینکه هستی ولی من از تو دورم هم جای شکر دارد و هم گلایه. بودنت چیز کمی نیست و دوریت بیش از این هاست!xa0من حالا سراپا عروسک خیمه شب بازی دست تقدیرم، تا لحظه ای که زور این بودن و دوری تو بر یکدیگربچربد! تا روزی که یا به حسابت بیایم یا بی حساب پرت شوم به مسیر ی که هر چه هست به سمت تو نیست! حالا که به قاعده ی توکلxa0وxa0به شد یا نشد هر چه تو بخواهی راضی ام ، زبان گشودم ، پس مجابم کن به پذیرششxa0که صلاح و صواب در نزد توست ای یگانه ی پرستیدنی.xa0نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادیxa0...

    ادامه مطلب
  • چه کسانی اقدام به خودکشی می کنند

  • نیلوبلاگ

    xa0 در جوامع گوناگون انگیزه خودکشی به شیوه های مختلفی است . در اکثر جامعه اروپایی مانع خودکشی می شوند و تا جاییکه ممکن استxa0 سعی می کنند چنین مواردی انجام نشود . در برخی جوامع خودکشی را یک کاری می دانند که باعث افتخار است، اماxa0 تنها کاری است که برایxa0 کسی است که هیچ امیدی به آینده ندارد مورد پسند است. به طور معمول کسانی که اقدام به خودکشی می کنند در اکثر موارد دوران کودکی بی ثباتی را گذرانده اند یا اینکه تاریخچ ای از حوادث فشارزای روانی در گذشته و حال داشته اند یا فاقد حمایت کنندگان اجتماعی ...

    ادامه مطلب
  • (میترسم) طنز

  • نیلوبلاگ

    (میترسم)طنز من از بیگانه و از خویش ،میترسمزِ ملاباقرِ درویش ،میترسم ندارم طاقتِ یک لحظه تنهاییولی از مردمِ بد کیش میترسم تو از سگ در شبِ تاریک میترسیمن از بزغاله و از میش میترسم سفرهایم همه اطرافِ قم باشدزِ رفتن با هما، تا کیش میترسم پسر، کمتر بگو،مَهواره میخواهمنمی دانی مگر از دیش میترسم قمر را هر زمان در کوچه می بینماز آن خال و لب و بینیش میترسم دهم کنسرت، در گرمابه ی خانهزِ خواندن در پُلِ تجریش میترسم به مسجد میروم همراهِ آرش خانچو میگوید پدر جان جیش، میترسم هر از گاهی که گاوَت میخورد سرماچو ...

    ادامه مطلب
  • تشکر از خانواده شهید غلامی

  • نیلوبلاگ

    xa0 با سلام ارزو داشتم از کسی که پیکر پدرم را پیدا کرده تشکر کنم امروز فهمیدم که پدرم راxa0 شهید غلامی تفحص کرده است دست پدر و مادرش را می بوسم xa0xa0 حجت کمال ارانی از آران و بیدگل xa0 با عرض سلام و خسته نباشیدیاد و خاطره شهید غلامی زنده و جاوید بادxa0انشا اله رهرو شهیدان وطن باشیم جدید ترین ارسالی ها به xa0وب خاطرات کهن مهاباد اصفهان از آران بیدگل...

    ادامه مطلب
  • (پاییز)

  • نیلوبلاگ

    اییز) پاییز آمد،اُفتان و خیزانیک بارِ دیگر،پیش از زمستان منهم برایش، خواندم ترانهبا صوتِ دلکش،در کُنجِ ایوان گفتم غزلها،در وصفِ حالشدل را سپردم،بر دستِ باران در آن هیاهو ،برگی زِ شاخهافتاد و گفتا،با چشمِ گریان ای آنکه اینک،گشتی غزل خوانبیهوده دلخوش،منشین به سامان هر چند زیبا،پاییز باشداما! نباشد،همچون بهاران من روزگاری،سرسبز بودمسرسخت و سرکش،در باد و طوفان اما فتادم،اینک به پایتدر کوچه باغی،غمگین و لرزان تا با نگاهی،بر من بدانیدنیا ندارد،مهری به خوبان این را چو گفتا،بادی به ناگهبنمود او را،از...

    ادامه مطلب
  • (می دانم)

  • نیلوبلاگ

    (می دانم) هوا بس ناجوانمردانه دلگیر است می دانمجرس در سینه چون شیری به زنجیر است می دانم نمی خواهی بمانی یک دمی دیگر به دردستاندِلت مانندِ من از زندگی سیر است می دانم کسی درکی ندارد از تو ای تنهای بی سامانفضا اندر جهان در حالِ تغیر است می دانم نگو دیگر زِ بی مهری که آیینی نوین گشتهزمین آلوده بر انصارِ تکفیر است می دانم بیا با من بشین ای خسته تر از سازِ ناکوکمکه غم اینجا بُرون از حّدِ تفسیر است می دانم ولیکن با تمامِ غصه ها در این جهان اینکرها کن نا امیدی را،نگو دیر است می دانم بگو از عشق...چون د...

    ادامه مطلب
  • (زخم تنهایی)

  • نیلوبلاگ

    (زخم تنهایی) زخم تنهایی من تاول ناسور شدهداد از این دل که چنین بی کس و مهجور شده بسکه بی مهری و کین دیده ام از چرخِ فلکزندگی در نظرم وصله ی ناجور شده اندرین شهر بلاخیز که من زاده شدمعشق٬ از خاطره ها رفته و نافور شده مرده احساسِ گلِ سرخ در آغوش هَزارناله ی زاغ سیه ٬ گوشه ی ماهور شده خنجر از پشت زدن دسته گل یاران استشاهدم این همه مرد است که در گور شده کس به کس نیست درین شهر پر از تنهاییلوطی از معرفت و جود و کرم دور شده این میانه دل خونین وش من مینالدهمچو (عیّار) که همناله ی تنبور شده نویسنده :داود...

    ادامه مطلب