
ماوشماچقدر هضم این دنیا برای مان سخت می شود اگر شما نباشیدشما را روی طاقی چشم ها باید گذاشت.ما به شما محتاجیم ،به گرمای دستان تان، به نور چشمان ،به برکت حضورتان...آی آدمیزاد ما تا آخر این راه به شما دچاریم برای پشت سرگذاشتن لحظه ی غم ،برای تقسیم شادی ،برای لمس زندگی...دنیای بدون شما را تصور کردم تاریک و سرد و وحشتناک...انسان ها اگر چیزی نمی گویند چون مغرورند یا شاید درگیر زندگی...و فکر می کنند که تنهایی هم می توانند ..اما هیچ انسانی بی شما دوام نمی آوردشما را باید حرمت نگه داشت، دوست داشت و نر...
ادامه مطلب
من_یک_پدرممن یک پدرم .بودنم را هیچگاه به رخ نمی کشم وبیشتر مواقع به چشم نمی آیم، شما از پدر بودن چه می دانید؟! از احساس مسئولیت، از آبرو و اعتبار پدرانه،از زانو درد و دیسک کمر و کارگری... از ایستادگی برای اعتقاد و طلب روزی حلال ...،از کم سو شدن چشم و رانندگی در جاده ها .. ، از بی پولی،از کج کردن گردن بخاطر.. از نداشتن چه می دانید؟! ازگاهی اعتماد از دست رفته به فرزند .. از نگرانی فردا و فرداها ..و چه می دانید یک وقت هایی پیش آمده که حسرت یک گریه به دل ما پدر ها مانده؟ می دانید یک وقت هایی به...
ادامه مطلب
عشق حقیقیحقیقت عشقصبور بی حد و مرزحبیب راستینحمید بی همتارفیق بی کلکپوشنده ی زشتی هازیبای مطلقدانای داده هاصلاح نداده هارمز زندگیعاطفه ی محضعادل البسیطلایتناهامید نا امیدانیکی برای همه کافیغیر قابل وصفارحم الرحمنیگانه خدایا ، از شرِّ تمام بی کسی ها و درماندگی ها به تو پناه می آوریم.✍علیرضااشرفی مهابادی بخوانید...
ادامه مطلب
شاعرانه_های_مهابادیقرعه افتاده به نامت که عذابم بدهیگرد یک دایره ی عشق تو تابم بدهینفسی می رود و می رود از پی عمرمپس کجا کی رسد آن آن که نجاتم بدهی؟!نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی بخوانید...
ادامه مطلب
#طعم_زندگی✅ نَفَس را که حبس می کنی دقایقی بعد دوراه بیشتر نداری یا شکست را بپذیری و ریه هایت را با اکسیژن ناب آشتی بدهی یا تسلیم نشوی و آنقدر ادامه دهی تا راه دوم را برگزیده باشی ومرگ انتخاب توست!اما مرگ معنایش پیروزی نیست، توباز هم شکست خورده ای زیرافقط تلاش کرده ای که نباشی!بابت فرار هیچ گاه به کسی جایزه نداده اند...بعضی شکست ها شروع برد ها محسوب می شوند یالااقل ابتدای یک مبارزه و شانس مجددهستند .بیا قرار ما این باشد هرباردر دوراهی های سخت قرار گرفتیم سعی کنیم جوری انتخاب کنیم که به هر چه و ...
ادامه مطلب
ماجرای تاسیس موسسه حمایت از کودکان سرطانی «محک»نزدیک به 30 سال از زمانی که «سعیده قدس» در اوج یاس و استیصال تصمیم به ایجاد موسسهu200eای برای حمایت از کودکان سرطانی گرفت، میu200eگذرد. به گفته خودش وقتی دختر دوسالهu200f اش، «کیانا» گوشه بیمارستان با سرطان دست و پنجه نرم میu200eکرد، او هم در غار تنهایی و ابهام با هزار فکر منفی خودخوری میu200eکرد، زمین و زمان را مقصر میu200eدانست و از همه دوری میکرد. در همان روزها بود که با «مریم» زنی از روستاهای شمال برخورد میکند. زنی که در عین داشتن مشکلات مالی با...
ادامه مطلب
عید_غدیر_خم_مبارکبیت_المالعدالتولایتمولا_علی (ع)✅محمد(ص) از آینده ملت تازه مسلمان بعد خود باخبر است و بهانه های جاهلیت بظاهر خفته را خوب می شناسد. او امین همین مردم بوده است پس میخواهد امروز رسالتش را کامل کند. در غدیر اتمام حجت می کند ،ازجایگاه علی(ع) می گوید از ولایتش و برادریش .شاید فراموششان شده آن عهد زیبایی که رسول خدا در میان انصار و مهاجرین و قبایل یثربی برای اولین بار جاری اش کرده بود عهد اخوت...برای درهم کوبیدن بنیاد عصبیت جاهلانه، برای مهربانی و انسانیت، برای وفاق .حجة الوداع است ،گوی...
ادامه مطلب
#امیر_سرلشکر_شهید_رضا_کریمی #روز_ملی_ارتش_جمهوری_اسلامی_ایران_گرامی_باد...
ادامه مطلب
می نویسم من برایت روزی آخر ، از عمیق زخم های آن شب سرد، از هجوم تند و تاریک هوای بی کسی. می نویسم آخر از آن بردگی، درماندگی.خواهمت گفت از حصار پیش رو.پشت آن دیوار پنهان روبرو در تراز سادگیمی نویسم من برایت روزی آخر ، از عروج دردهای آن شب سرد.از سکوت تلخ و منفور سیاست. از گذشتن از بریدن روزی آخر خواهمت گفتنران.هرکسی را کس مدان راه پیشت پس نران. روز میآید که شب سر میرود ، با سر از در میرود شب برای عالمی مهتاب باش. نرد بیداری به روی خوابباش.بایدی در کار و بارت باید و قدری نباید در برت. چون شرافت را...
ادامه مطلب
بعضی وقتها تمام بد بیاری ها را به چشمهای شور همسایه ی ،روبرویی خاله قدیمی عروس زن دایی عمه ی پدری و غیره ربط می دهیم در حالی که شیشه ی دیدمان شوره زده است و خوب نمی که همه آن قدر که ما فکر میکنیم به ما و زندگی ما نمی اندیشند اگر گاهی بیمار میشویم به ویروسها و میکروبها شک کنیم به رعایتبینیمنکردن بهداشت از جانب خودمان.این که تمام مشکلات را به دیگران نسبت دهیم باعث میشود نقش خودمان را فراموش کنیم و از همه کس طلبکار باشیم.انسان و قدرتش فراتر از آن است که با یک چشم خوردن از این رو به آن رو شودتخم مرغ...
ادامه مطلب
راه حج بسته شده نه راه مسلمانیهنوز مرثیه تمام نشده بود که ارثیه ی پدری را با چنگ و دندان مشت مشت به سمت خود ،کشیدیم راه مکه از میان داراییهای ناحق ما می ،گذرد نخواهیم چیزی را که حق ما نیست برشگردانیم.رسیده ایم به خان ،آخر با ربا تمام پرهایمانریخته ، فهمیده ایم برش گردانیم.چشمهای ناپاکمان برای هزار و اندمین بار می چرخد، نمی خواهیم خسته ،ایم سر فرود آوریم زمین را بنگریم دیر نیست برش گردانیم... طوفان بداخلاقی و ظلم و ستم حالمان را خوب نکرده باید دل آزرده را برش گردانیم.دشمنیها و حسادتها چیزی به ما ...
ادامه مطلب
رسالت آدم ها باهم دیگر فرق می کند ،یکی آمده است که بماند به هر قیمتی و دیگری اخلاقش جوری نیست که به هر قیمتی مانا باشد.یکی بود و نبودش فرقی ندارد و یکی چه بسا نبودش طعم و مزه ی بهتری دارد. یکی به نرخ روز و مد بازار رنگ عوض می کند .آن دیگری اول و آخربازی خودبی آرایش و ساده اش هست .دنیا برای همه ی این آدم ها به حد کافی جا دارد.از پهلوان پنبه ای تا پهلوان واقعی. از آدم های زغالی تا زغال فروش قصه های شبانه . از جار و جنجال لات های عربده کش کوچه های خلوت تا سکوت سرشار از ابهت مردهای زخمی مروت .دنیا ...
ادامه مطلب
یادش بخیرحدود ۱۵ سال پیش معلم جغرافیا ازمن پرسید صنایع دستی استان را نام ببر؟گفتم قالیبافی،سبدبافی،...،حصار بافی!!!گفت صبر کن ، آخری چه بود ؟ گفتم حصیر بافیگفت : فکر کرده ای ... برو بنشین صفر . تا فرق حصیر و حصار را بفهمی.و من فهمیدم آقای معلم که برای فرداها زبانم حق ندارد به اشتباه بچرخد وقتی فرصت جبران نیست. اما آقای معلم اجازه هست؟کلی سوال دارم.چه زود فردا شد ،بابت تمام حرف هایی که گفتید و من خوب یاد گرفتم،ما به ازای آن کجاست؟آقا خوب نگاه کنید این روزها جابجایی حصیرها و حصارها اصلا مهم نیست....
ادامه مطلب
نه #زخم زبان نزنیم منی که به زور بخشی از زندگی خودم را به یاد می آورم این روزها به گذشته ام افتخار می کنم و همسایه و همشهری ام را با هزار حرف درشت سرزنش می کنم و در حالی از او عیب می جویم که خود سراپا عیبم را نمی بینم!من یاد گرفته ام با هر اتفاقی کارشناس شوم و نظر بدهم ولی فراموش کرده ام قانون دنیا را دنیایی که ناجور تقاص می گیرد. از پاکی ها و اصالت ها دم می زنم ولی هنوز نفهمیده ام هیچ چیز ابدی نیست. بی پولی، بیماری، بی آبرویی، شادی، غم و... فقط سهم همسایه ام نیست و دیر یا زود در خانه ی مرا...
ادامه مطلب
خر در گِلفردای شب عروسیَت یادت هست؟فهرست خرید پیوی ات یادت هست؟مرغ و عدس و ماش و برنج وطنی...ریزش موی تمام بدنت یادت هست؟زیر بار قیمت بالای موزاز وسط تا شدن آن کمرت یادت هست؟رفته بودی بروی کار کنی برگردیآمدی خانه و آن اخم زنت یادت هست؟از محبت های مخصوص زنتخاک عالم بر سرت یادت هست؟کودن و یلا قبایش را چطور؟لفظ ارواح ننت یادت هست؟آن همه زخم زبان و تشر مادر اوبر سر قصه بی خانگیت یادت هست؟در کل آوارگی و دربه دریت به کنارهوس بچه و بابا شدنت یادت هست؟به تو گفتم که رفیقم نکند خر بشوی لیک خر گ...
ادامه مطلب
⭕️دلنوشته دلنشین فرزند مرحوم دکتر محمد ادهم برای پدر در روز پزشک/ این دلنوشته حاوی نکات آموزنده ای از دکتر محمد ادهم است. توصیه می کنیم حتما آن را بخوانید ...
ادامه مطلب
با سلام به بینندگان محترم . . امیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری نمائید . نظرات شما بینندگان محترم سازنده خواهد بود . با تشكربروزترین وبلاگ مهاباد همیشه درانتظار شماست هرروز با مطالب جدید...هرهفته یک آهنگ زیبا از وب خاطرات پخش خواهد شد. بخوانید...
ادامه مطلب
با سلام به بینندگان محترم . . امیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری نمائید . نظرات شما بینندگان محترم سازنده خواهد بود . با تشكربروزترین وبلاگ مهاباد همیشه درانتظار شماست هرروز با مطالب جدید...هرهفته یک آهنگ زیبا از وب خاطرات پخش خواهد شد. بخوانید...
ادامه مطلب
برای_مهابادم دلنوشته باغ_مان_به_صداقت_آباد ...
ادامه مطلب
تخلفات فراوان واحد فنی و مهندسی شهرداری مهاباد اصفهان مگرمملکت بی قانون است ؟! u200bنارضایتی اهالی شهر مهاباد اصفهان از عملکرداستانداری اصفهانxa0فرمانداری اردستان وشهرداری وشورای اسلامی شهرمهاباد بالا گرفت هیچ کس پاسخ گو نیست.u200bu200bu200bu200bu200bu200b تخلفات فراوان واحد فنی...
ادامه مطلب