
زاویه ات را عوض کن و صاف بنشین روبه تخته سیاه.میانبر نگاه های خیال پردازت را از روی من بردار.آن روبرو استاد برداری کشیده است محض خاطر ما، چشمانت را به آن بدوز و از من دست بردار.خسته ام از این دوست داش...
ادامه مطلب
(ناز) باز می آیی به مهمانیِ چشمانم بنازباز می خوانی به گوشم نغمه هایی دلنواز باز بازی می کنی با این دلم چون کودکیکَز هوس بر سیبِ سرخی می زَند یکباره گاز میبری دل از من و بی من به دریا میزنیگرچه می دانی که می دارم به آغوشت نیاز روی ماهت را بپوشانی به دستت در قنوتمیکنی دایم اقامه پیشِ چشمانمنماز گر چه تکلیفی ندارم در چنین کش واکشیلیک دلبستم که شاید! عشق گردد چاره ساز ای صدایت آشنا همچون تپش در قلبِ مناین بدان عاشق چو گُل عمرش نمی باشد، دراز نویسنده :داود اشرفی مهابادی...
ادامه مطلب