
در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «شاعرانه_های_مهابادی» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. شاعرانه_های_مهابادیقرعه افتاده به نامت که عذابم بدهیگرد یک دایره ی عشق تو تابم بدهینفسی می رود و می رود از پی عمرمپس کجا کی رسد آن آن که نجاتم بدهی؟!نویسنده :علیرضااشرفی مهابادیاین مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده درباره ...
ادامه مطلب
شاعرانه_های_مهابادیقرعه افتاده به نامت که عذابم بدهیگرد یک دایره ی عشق تو تابم بدهینفسی می رود و می رود از پی عمرمپس کجا کی رسد آن آن که نجاتم بدهی؟!نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی بخوانید...
ادامه مطلب
دانلود دکلمه های صوتیآخی دلم (مسعوداشرفی مهابادی) پدر(علیرضاپورفتحعلی)آدم های بلاتکلیف (مسعوداشرفی مهابادی) ای جان (مسعوداشرفی مهابادی )بعضی ها را نه میشه بخشید ونه میشه کنار گذاشت(مسعوداش...
ادامه مطلب
آلبوم عکسهای دوران جوانی سردار سلیمانیبامداد جمعه و در پی حمله هوایی نیروهای متجاوز و تروریست آمریکایی درنزدیکی فرودگاه بغداد، سرباز ولایت و امت اسلامی سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده ...
ادامه مطلب
گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از انتقامی سخت؛سپهبد سلیمانی، رزمندهای که خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر است + تصاویرسپهبد سلیمانی، سرداری بود که امروز خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر خواهد بود.به گزارش...
ادامه مطلب
شهید توکلی نابغه تاکتیک در عملیاتهای تفحص بودمسؤول کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح گفت: شهید توکلی با تجربه بسیاری که در تفحص از طلائیه تا شرهانی تا پنجوین عراق با همرزمان خود داشت هوشیار و...
ادامه مطلب
مرورگذشته (به بهانه موفقیت یکی از پرونده های قنات)ما نبودیم اما بر خلاف این روزها مثل اینکه خیلی فراتر از تصورعجیب ما شده بودند! بزرگتر ها تعریف می کنند :اصلاً هیچ شباهتی باالان نداشت، آب قنات خیلی زیادبود.کدخدا، خدایی بود برای خودش!رعیت ها جونشون و برای یه قطره آب کف دستشون می گذاشتند،ترس کیلویی چند؟همونی که تو ماه رمضون با زبون روزه درو می کرد به وقتش خونش که جوش می اومد، یه آدم دیگه ای می شد.خبرها اینطور می رسید که بعضی ها پررو شدند و به حق خودشون قانع نیستند، حرف حسابم حالیشون نبود.قنات اون روزها همه چیز آبادی بود!بالاخره اون تصمیم عجیب و تاریخی گرفته شد و حکم اینجوری بود که همه باید باشند...
ادامه مطلب
(زخم تنهایی) زخم تنهایی من تاول ناسور شدهداد از این دل که چنین بی کس و مهجور شده بسکه بی مهری و کین دیده ام از چرخِ فلکزندگی در نظرم وصله ی ناجور شده اندرین شهر بلاخیز که من زاده شدمعشق٬ از خاطره ها رفته و نافور شده مرده احساسِ گلِ سرخ در آغوش هَزارناله ی زاغ سیه ٬ گوشه ی ماهور شده خنجر از پشت زدن دسته گل یاران استشاهدم این همه مرد است که در گور شده کس به کس نیست درین شهر پر از تنهاییلوطی از معرفت و جود و کرم دور شده این میانه دل خونین وش من مینالدهمچو (عیّار) که همناله ی تنبور شده نویسنده :داود اشرفی مهابادی (عیار)...
ادامه مطلب
این بار رسیده ام به چند قدمی ات، بایدچنان تصویری از تو بسازم که معمارها انگشت به دهان بمانند!نقش می بندی در ذره ذره حواسم و اعتراف می کنم درک این همه زیبایی کار من و شعورم نیست. تسخیر قلعه ی تو فراتر از سختی های روزمره است ، می ترسم از پسش بر نیایم.می شود یک سوال بپرسم؟این چه عطری است به خود زده ای؟فرانسه را زیر پا کندم، نبود،نداشتند...راضی هستی کمی بیشتر ببویمت؟ راز خفته در چشم هایت را چه می گویی، روزی پرده از آن ها بر می داری؟می شود تاری از موهایتان را ببرم، می بندمش به پیشانیم، سرم بدجور درد می کند و زندگیم به تار مویی بند است!!!اجازه هست هوادارتان باش...
ادامه مطلب
اگر گَنده خور کرکسی شُدعقابو یا پاره سنگی بشد دُرّ ِ ناب... شود این توهّم ، مرا آشکارکه ناکس شود ،کس دَراین روزگار رود سوی رفتارِ نیک و صوابچو نیلوفر آید، بُرون از خلاب زِ زشتی کشد دست و زیبا شودزِ فرّ و بزرگی چو دریا شود دریغا! بود این خیالی محالکه مانند شیری، بغرد شغال که نا کس اگر کس شود ، بس عجیببُود زآنکه دریوزه گردد، ادیب نویسنده :داود اشرفی مهابادی...
ادامه مطلب