
شاعرانه_های_مهابادیقرعه افتاده به نامت که عذابم بدهیگرد یک دایره ی عشق تو تابم بدهینفسی می رود و می رود از پی عمرمپس کجا کی رسد آن آن که نجاتم بدهی؟!نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی بخوانید...
ادامه مطلب
بعضی وقتها تمام بد بیاری ها را به چشمهای شور همسایه ی ،روبرویی خاله قدیمی عروس زن دایی عمه ی پدری و غیره ربط می دهیم در حالی که شیشه ی دیدمان شوره زده است و خوب نمی که همه آن قدر که ما فکر میکنیم به ما و زندگی ما نمی اندیشند اگر گاهی بیمار میشویم به ویروسها و میکروبها شک کنیم به رعایتبینیمنکردن بهداشت از جانب خودمان.این که تمام مشکلات را به دیگران نسبت دهیم باعث میشود نقش خودمان را فراموش کنیم و از همه کس طلبکار باشیم.انسان و قدرتش فراتر از آن است که با یک چشم خوردن از این رو به آن رو شودتخم مرغ...
ادامه مطلب
⭕️دلنوشته دلنشین فرزند مرحوم دکتر محمد ادهم برای پدر در روز پزشک/ این دلنوشته حاوی نکات آموزنده ای از دکتر محمد ادهم است. توصیه می کنیم حتما آن را بخوانید ...
ادامه مطلب
«محسنxa0فخری زاده مهابادی» که بود و چه کرد؟ «محسن فخری زاده مهابادی» اهل مهاباد اصفهان و متولد ۱۳۳۶ در قم بود. او فعالیت خود را از سپاه پاسداران آغاز کرده و از فرماندهان این نهاد نظامی بود. فرادید|xa0روز...
ادامه مطلب
xa0 xa0 دانلود دکلمه های صوتیxa0xa0xa0آخی دلم (مسعوداشرفی مهابادی) xa0پدر(علیرضاپورفتحعلی)xa0آدم های بلاتکلیف (مسعوداشرفی مهابادی) xa0ای جان (مسعوداشرفی مهابادی )xa0بعضی ها را نه میشه بخشید ونه میشه کنار گذاشت(مسعوداش...
ادامه مطلب
شهادت سردار رشید اسلام سپهبد حاج قاسم سلیمانی را تسلیت می گوییم.xa0...
ادامه مطلب
xa0xa0آلبوم عکسهای دوران جوانی سردار سلیمانیبامداد جمعه و در پی حمله هوایی نیروهای متجاوز و تروریست آمریکایی درنزدیکی فرودگاه بغداد، سرباز ولایت و امت اسلامی سردار سرلشکر پاسدار حاج قاسم سلیمانی فرمانده ...
ادامه مطلب
گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از انتقامی سخت؛سپهبد سلیمانی، رزمندهای که خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر است + تصاویرسپهبد سلیمانی، سرداری بود که امروز خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر خواهد بود.به گزارش...
ادامه مطلب
وضوح تصویر آدمی در شبکه های دلی و ذهنی برگرفته از داده های ارسالی ما در طول زمان است. چه گفته ایم و چه کرده ایم مسئله این است. موج یابی معمولاً روی فرکانس دیده ها، شنیده ها، تصورها xa0و...سنجش از راهxa0برداشت اولیه (درست یا غلط) +پنداشت ثانویه >>>شکل گیری نوع حس متناسب با هر آدمیxa0xa0نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادیxa0...
ادامه مطلب
زاویه ات را عوض کن و صاف بنشین روبه تخته سیاه.میانبر نگاه های خیال پردازت را از روی من بردار.آن روبرو استاد برداری کشیده است محض خاطر ما، چشمانت را به آن بدوز و از من دست بردار.خسته ام از این دوست داش...
ادامه مطلب
یکسال_گذشتxa0دلنوشتهxa0به نام خدایی که شما عاشقانه می پرستیدش. قبل از آغاز کلام بیزارم از هر آن که از شما نردبانی ساخت برای بالا بردن خویش. وبیزارم از هر آن چه طعمش خوشایندی دیگران و ناخوشی شما باشد.شهدای,...
ادامه مطلب
#عاشقان_حسین_ع_ #یاد_حسینی_ها علیرضااشرفی_مهابادیxa0لیست_شماره_یک محرم که می شود آدم قشنگ جای خالی بعضی ازرفقا و آدم های این دستگاه و حس می کنه، گاهی صداشون تو گوش تو هست، گاهی دارند اون وسط های هیئت را...
ادامه مطلب
شهید توکلی نابغه تاکتیک در عملیاتهای تفحص بودمسؤول کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح گفت: شهید توکلی با تجربه بسیاری که در تفحص از طلائیه تا شرهانی تا پنجوین عراق با همرزمان خود داشت هوشیار و...
ادامه مطلب
(بی بهانه)بی بهانه دلِ من در تب و تاب افتاده استمثلِ ماهی که برون از دلِ آب افتاده است هیچ کس میلِ خریداری این دل نکندبسکه این لجه ی خون مست و خراب افتاده است علت آن است که امشب درِ میخانه ی عشق چشمِ ماتم زده بر جامِ شراب افتاده است چشم من دیده و دل گشته گرفتار هوسبی جهت نیست که جانم به عذاب افتاده است حال و روزِ دلِ دیوانه و بی پروایممثلِ اشک است که از سیخِ کباب افتاده است ناله های دلِ شوریده به...
ادامه مطلب
مرورگذشته (به بهانه موفقیت یکی از پرونده های قنات)ما نبودیم اما بر خلاف این روزها مثل اینکه خیلی فراتر از تصورعجیب ما شده بودند! بزرگتر ها تعریف می کنند :اصلاً هیچ شباهتی باالان نداشت، آب قنات خیلی زیادبود.کدخدا، خدایی بود برای خودش!رعیت ها جونشون و برای یه قطره آب کف دستشون می گذاشتند،ترس کیلویی چند؟همونی که تو ماه رمضون با زبون روزه درو می کرد به وقتش خونش که جوش می اومد، یه آدم دیگه ای می شد.خبرها اینطور می رسید که بعضی ها پررو شدند و به حق خودشون قانع نیستند، حرف حسابم حالیشون نبود.قنات اون ...
ادامه مطلب
(گمشده) گفتم که بیا تاکه بشینم به تماشاآن صورتِ زیبنده ی آیینه نمارا تا با نگهت، یک غزلی تازه سرایمدر خلوتِ آغوشِ تو ای دلبرِ رعنا با من بنشینی و بشینم به کنارتآسوده شوم از غمِ دیرینه ی دنیا دستانِ نوازش گرِ من زلفِ تو گیردبردست و زَنَد ، حلقه به آن جعدِ فریبا اما! چه کنم حرفِ مرا گوش نکردیدادی تو به این خسته زِ جان وعده ی فردا رفتی و دگر هیچ خبر از تو نیامدای گمشده در خاطرها همچو معمّا تنها منم و یادِ تو در قلبِ حزینمشبهای دراز و دِلِ لبریزِ تمنا نویسنده :داود اشرفی مهابادی...
ادامه مطلب
(زخم تنهایی) زخم تنهایی من تاول ناسور شدهداد از این دل که چنین بی کس و مهجور شده بسکه بی مهری و کین دیده ام از چرخِ فلکزندگی در نظرم وصله ی ناجور شده اندرین شهر بلاخیز که من زاده شدمعشق٬ از خاطره ها رفته و نافور شده مرده احساسِ گلِ سرخ در آغوش هَزارناله ی زاغ سیه ٬ گوشه ی ماهور شده خنجر از پشت زدن دسته گل یاران استشاهدم این همه مرد است که در گور شده کس به کس نیست درین شهر پر از تنهاییلوطی از معرفت و جود و کرم دور شده این میانه دل خونین وش من مینالدهمچو (عیّار) که همناله ی تنبور شده نویسنده :داود...
ادامه مطلب
xa0 این بار رسیده ام به چند قدمی ات، بایدچنان تصویری از تو بسازم که معمارها انگشت به دهان بمانند!نقش می بندی در ذره ذره حواسم و اعتراف می کنم درک این همه زیبایی کار من و شعورم نیست. تسخیر قلعه ی تو فراتر از سختی های روزمره است ، می ترسم از پسش بر نیایم.می شود یک سوال بپرسم؟این چه عطری است به خود زده ای؟فرانسه را زیر پا کندم، نبود،نداشتند...راضی هستی کمی بیشتر ببویمت؟ راز خفته در چشم هایت را چه می گویی، روزی پرده از آن ها بر می داری؟می شود تاری از موهایتان را ببرم، می بندمش به پیشانیم، سرم بدجور ...
ادامه مطلب