
#طعم_زندگی✅ نَفَس را که حبس می کنی دقایقی بعد دوراه بیشتر نداری یا شکست را بپذیری و ریه هایت را با اکسیژن ناب آشتی بدهی یا تسلیم نشوی و آنقدر ادامه دهی تا راه دوم را برگزیده باشی ومرگ انتخاب توست!اما مرگ معنایش پیروزی نیست، توباز هم شکست خورده ای زیرافقط تلاش کرده ای که نباشی!بابت فرار هیچ گاه به کسی جایزه نداده اند...بعضی شکست ها شروع برد ها محسوب می شوند یالااقل ابتدای یک مبارزه و شانس مجددهستند .بیا قرار ما این باشد هرباردر دوراهی های سخت قرار گرفتیم سعی کنیم جوری انتخاب کنیم که به هر چه و ...
ادامه مطلب
نه #زخم زبان نزنیم منی که به زور بخشی از زندگی خودم را به یاد می آورم این روزها به گذشته ام افتخار می کنم و همسایه و همشهری ام را با هزار حرف درشت سرزنش می کنم و در حالی از او عیب می جویم که خود سراپا عیبم را نمی بینم!من یاد گرفته ام با هر اتفاقی کارشناس شوم و نظر بدهم ولی فراموش کرده ام قانون دنیا را دنیایی که ناجور تقاص می گیرد. از پاکی ها و اصالت ها دم می زنم ولی هنوز نفهمیده ام هیچ چیز ابدی نیست. بی پولی، بیماری، بی آبرویی، شادی، غم و... فقط سهم همسایه ام نیست و دیر یا زود در خانه ی مرا...
ادامه مطلب
با سلام به بینندگان محترم . . امیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری نمائید . نظرات شما بینندگان محترم سازنده خواهد بود . با تشكربروزترین وبلاگ مهاباد همیشه درانتظار شماست هرروز با مطالب جدید...هرهفته یک آهنگ زیبا از وب خاطرات پخش خواهد شد. بخوانید...
ادامه مطلب
❇️ یک سوال همیشگی؛درد آدم ها چیست؟! چرا بعضی وقت ها با وجود زیر پا گذاشتن قانون و شریعت، بعد کلی بی قیدی، آزادی ومطابق امیال خود عمل کردن آرام نمی گیرند؟!xa0جای یک نفر، یک ارزش، یک خواسته، یک رفتار، یک حرف، و خلاصه یک چیزی این وسط خالی است.حتماً نیست ...
ادامه مطلب
«محسنxa0فخری زاده مهابادی» که بود و چه کرد؟ «محسن فخری زاده مهابادی» اهل مهاباد اصفهان و متولد ۱۳۳۶ در قم بود. او فعالیت خود را از سپاه پاسداران آغاز کرده و از فرماندهان این نهاد نظامی بود. فرادید|xa0روز...
ادامه مطلب
xa0بوی خوش حاج قاسم سلیمانی اهواز را معطر کرد+تصاویرپیکر پاک و مطهر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و همراهانش از طریق فرودگاه بینالمللی اهواز وارد ایران اسلامی شد.به گزارشxa0گروه استانهایxa0باشگاه خبرنگاران ...
ادامه مطلب
گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از انتقامی سخت؛سپهبد سلیمانی، رزمندهای که خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر است + تصاویرسپهبد سلیمانی، سرداری بود که امروز خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر خواهد بود.به گزارش...
ادامه مطلب
وضوح تصویر آدمی در شبکه های دلی و ذهنی برگرفته از داده های ارسالی ما در طول زمان است. چه گفته ایم و چه کرده ایم مسئله این است. موج یابی معمولاً روی فرکانس دیده ها، شنیده ها، تصورها xa0و...سنجش از راهxa0برداشت اولیه (درست یا غلط) +پنداشت ثانویه >>>شکل گیری نوع حس متناسب با هر آدمیxa0xa0نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادیxa0...
ادامه مطلب
مهاباددلنوشتهزینب_کیستxa0زینب(س) کربلا کیست؟مادری است که دو فرزندش را در مقابل دیده اش غرق در خون می کشند و گویی نمی بیند! خواهرانه بدرقه ی برادری می کند که حتی در وضعیتی بی نظیر در بالای نی، سر از تن ج...
ادامه مطلب
#عاشقان_حسین_ع_ #یاد_حسینی_ها علیرضااشرفی_مهابادیxa0لیست_شماره_یک محرم که می شود آدم قشنگ جای خالی بعضی ازرفقا و آدم های این دستگاه و حس می کنه، گاهی صداشون تو گوش تو هست، گاهی دارند اون وسط های هیئت را...
ادامه مطلب
یاردیرین و همرزم شهیدان تفحص بویژه شهید علیرضا غلامی اردستانی(مهاباد اردستان)xa0به آرزوی دیرینه خویش رسید.سرهنگ محمود توکلی در عراق شهید شدسرهنگ پاسدار، حاج محمود توکلی، جانشین قرارگاه تفحص شهدا در کردس...
ادامه مطلب
xa0 برگزاری اولین نشست نخبگان جوان علوم انسانی اسلامی/ اعلام فراخوان پنجمین دوره کنگره علوم انسانی اسلامی دبیر علمی پنجمین کنگره بینالمللی علوم انسانی اسلامی گفت: اولین دستاورد برگزاری چهار دوره گذ...
ادامه مطلب
مرورگذشته (به بهانه موفقیت یکی از پرونده های قنات)ما نبودیم اما بر خلاف این روزها مثل اینکه خیلی فراتر از تصورعجیب ما شده بودند! بزرگتر ها تعریف می کنند :اصلاً هیچ شباهتی باالان نداشت، آب قنات خیلی زیادبود.کدخدا، خدایی بود برای خودش!رعیت ها جونشون و برای یه قطره آب کف دستشون می گذاشتند،ترس کیلویی چند؟همونی که تو ماه رمضون با زبون روزه درو می کرد به وقتش خونش که جوش می اومد، یه آدم دیگه ای می شد.خبرها اینطور می رسید که بعضی ها پررو شدند و به حق خودشون قانع نیستند، حرف حسابم حالیشون نبود.قنات اون ...
ادامه مطلب
(میترسم)طنز من از بیگانه و از خویش ،میترسمزِ ملاباقرِ درویش ،میترسم ندارم طاقتِ یک لحظه تنهاییولی از مردمِ بد کیش میترسم تو از سگ در شبِ تاریک میترسیمن از بزغاله و از میش میترسم سفرهایم همه اطرافِ قم باشدزِ رفتن با هما، تا کیش میترسم پسر، کمتر بگو،مَهواره میخواهمنمی دانی مگر از دیش میترسم قمر را هر زمان در کوچه می بینماز آن خال و لب و بینیش میترسم دهم کنسرت، در گرمابه ی خانهزِ خواندن در پُلِ تجریش میترسم به مسجد میروم همراهِ آرش خانچو میگوید پدر جان جیش، میترسم هر از گاهی که گاوَت میخورد سرماچو ...
ادامه مطلب
(یاد دارم) یاد دارم یک شبی ناخوانده مهمانم شدیخیره ماندی بر نگاهم ، برقِ چشمانم شدی در غروبی سرد و بی احساس با آغوشِ بازآتشی سوزنده در فصلِ زمستانم شدی من کویری تشنه بودم ،تشنه تر از جوی آبدر کشاکش با عطش،یکباره بارانم شدی مرده بودم در تعصب های خشکِ جاهلیچون دمِ عیسی روان در جسمِ بی جانم شدی من شدم مجنون، تو هم لیلای بی پروای مندر شبانگاهِ تَباهی،شمعِ تابانم شدی راهِ کج بر من نمودی ، راست تا اقلیمِ عشقباعثِ آوارگی از ملکِ کنعانم شدی تازه چشمانم به چشمانِ تو عادت کرده بودبیخبر رفتی و خون بر چشمِ ...
ادامه مطلب
چه شبی است امشب... گهواره ای در حسرت سرباز شش ماهه اش دیگر نمی جنبد! عمه ی خمیده قامتی ستون خیمه های سوخته شده است! یک کاروان بی کسی، تب بیمار کربلا رابالا برده است، علی بن حسین(ع) مرداس افتاده به بستر قافله ای است که در آتش جهالت سپاه عمر می سوزد... گوشواره فدایت بابا، گوش هایم هم چیزی نیست، کجایی بابای مهربونم، بغض کردن یادم رفته است می ترسم بعد از آن ظهر عطش در دریای اشک هایم همه غرق شوند! چقدر غربت درد دارد آقا... تاریکی ودرد تازیانه که چیزی نیست... خارجی خوانده شدن درد دارد ارباب! تمام حرم ...
ادامه مطلب
xa0 با سلام ارزو داشتم از کسی که پیکر پدرم را پیدا کرده تشکر کنم امروز فهمیدم که پدرم راxa0 شهید غلامی تفحص کرده است دست پدر و مادرش را می بوسم xa0xa0 حجت کمال ارانی از آران و بیدگل xa0 با عرض سلام و خسته نباشیدیاد و خاطره شهید غلامی زنده و جاوید بادxa0انشا اله رهرو شهیدان وطن باشیم جدید ترین ارسالی ها به xa0وب خاطرات کهن مهاباد اصفهان از آران بیدگل...
ادامه مطلب
(پاییز) پاییز آمد،اُفتان و خیزانیک بارِ دیگر،پیش از زمستان منهم برایش، خواندم ترانهبا صوتِ دلکش،در کُنجِ ایوان گفتم غزلها،در وصفِ حالشدل را سپردم،بر دستِ باران در آن هیاهو ،برگی زِ شاخهافتاد و گفتا،با چشمِ گریان ای آنکه اینک،گشتی غزل خوانبیهوده دلخوش،منشین به سامان هر چند زیبا،پاییز باشداما! نباشد،همچون بهاران من روزگاری،سرسبز بودمسرسخت و سرکش،در باد و طوفان اما فتادم،اینک به پایتدر کوچه باغی،غمگین و لرزان تا با نگاهی،بر من بدانیدنیا ندارد،مهری به خوبان این را چو گفتا،بادی به ناگهبنمود او را،از...
ادامه مطلب
(زیبا) زیبا تر از آنی که غزل گوی تو باشمیا شاعرِ شوریده ی گیسوی تو باشم دل خواسته از من که بگیرم سَرِ زلفتآشفته ی آن قامتِ دلجوی تو باشم آواره چو مجنون بنشینم سَرِ کویتافسون شُده از نرگسِ جادوی تو باشم صیاد تو باشی و منم صیدِ نگاهتدر گاهِ شکار آمده آهوی تو باشم مژگانِ قشنگت بزند تیرِ خلاصمیا کشته به آن خنجرِ ابروی تو باشم باید که به من حق بدهی تا به قیامتمانندِ گدایی به دَرِ کوی تو باشم نویسنده :داود اشرفی مهابادی...
ادامه مطلب
(ناز) باز می آیی به مهمانیِ چشمانم بنازباز می خوانی به گوشم نغمه هایی دلنواز باز بازی می کنی با این دلم چون کودکیکَز هوس بر سیبِ سرخی می زَند یکباره گاز میبری دل از من و بی من به دریا میزنیگرچه می دانی که می دارم به آغوشت نیاز روی ماهت را بپوشانی به دستت در قنوتمیکنی دایم اقامه پیشِ چشمانمنماز گر چه تکلیفی ندارم در چنین کش واکشیلیک دلبستم که شاید! عشق گردد چاره ساز ای صدایت آشنا همچون تپش در قلبِ مناین بدان عاشق چو گُل عمرش نمی باشد، دراز نویسنده :داود اشرفی مهابادی...
ادامه مطلب