
شاعرانه_های_مهابادیقرعه افتاده به نامت که عذابم بدهیگرد یک دایره ی عشق تو تابم بدهینفسی می رود و می رود از پی عمرمپس کجا کی رسد آن آن که نجاتم بدهی؟!نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی بخوانید...
ادامه مطلب
عید_غدیر_خم_مبارکبیت_المالعدالتولایتمولا_علی (ع)✅محمد(ص) از آینده ملت تازه مسلمان بعد خود باخبر است و بهانه های جاهلیت بظاهر خفته را خوب می شناسد. او امین همین مردم بوده است پس میخواهد امروز رسالتش را کامل کند. در غدیر اتمام حجت می کند ،ازجایگاه علی(ع) می گوید از ولایتش و برادریش .شاید فراموششان شده آن عهد زیبایی که رسول خدا در میان انصار و مهاجرین و قبایل یثربی برای اولین بار جاری اش کرده بود عهد اخوت...برای درهم کوبیدن بنیاد عصبیت جاهلانه، برای مهربانی و انسانیت، برای وفاق .حجة الوداع است ،گوی...
ادامه مطلب
نه #زخم زبان نزنیم منی که به زور بخشی از زندگی خودم را به یاد می آورم این روزها به گذشته ام افتخار می کنم و همسایه و همشهری ام را با هزار حرف درشت سرزنش می کنم و در حالی از او عیب می جویم که خود سراپا عیبم را نمی بینم!من یاد گرفته ام با هر اتفاقی کارشناس شوم و نظر بدهم ولی فراموش کرده ام قانون دنیا را دنیایی که ناجور تقاص می گیرد. از پاکی ها و اصالت ها دم می زنم ولی هنوز نفهمیده ام هیچ چیز ابدی نیست. بی پولی، بیماری، بی آبرویی، شادی، غم و... فقط سهم همسایه ام نیست و دیر یا زود در خانه ی مرا...
ادامه مطلب
⭕️دلنوشته دلنشین فرزند مرحوم دکتر محمد ادهم برای پدر در روز پزشک/ این دلنوشته حاوی نکات آموزنده ای از دکتر محمد ادهم است. توصیه می کنیم حتما آن را بخوانید ...
ادامه مطلب
«محسنxa0فخری زاده مهابادی» که بود و چه کرد؟ «محسن فخری زاده مهابادی» اهل مهاباد اصفهان و متولد ۱۳۳۶ در قم بود. او فعالیت خود را از سپاه پاسداران آغاز کرده و از فرماندهان این نهاد نظامی بود. فرادید|xa0روز...
ادامه مطلب
شهادت سردار رشید اسلام سپهبد حاج قاسم سلیمانی را تسلیت می گوییم.xa0...
ادامه مطلب
xa0بوی خوش حاج قاسم سلیمانی اهواز را معطر کرد+تصاویرپیکر پاک و مطهر سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و همراهانش از طریق فرودگاه بینالمللی اهواز وارد ایران اسلامی شد.به گزارشxa0گروه استانهایxa0باشگاه خبرنگاران ...
ادامه مطلب
گزارش باشگاه خبرنگاران جوان از انتقامی سخت؛سپهبد سلیمانی، رزمندهای که خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر است + تصاویرسپهبد سلیمانی، سرداری بود که امروز خونَش از عملیاتهایش خطرناکتر خواهد بود.به گزارش...
ادامه مطلب
اگهxa0تازمانی که فرصت داریم به ملاقات ومواجهه باحقیقت نریم xa0یه وقتی می رسهxa0xa0که حقیقت به ملاقات ما می آد بدون اینکه فرصتی برای هضمش داشته باشیم.مثلا" من فلان آزمایش و انجام نمیدم چون ممکنه جوابش...تهش که چی ؟خوب یابد،مثبت یا منفی نمی آد سراغم؟نمیشه ازش فرارکرد حالا حقیقت هر چه قدرهم که ترسناک باشه یادوستش نداشته باشم.نویسنده :علیرضا-اشرفی-مهابادی...
ادامه مطلب
وضوح تصویر آدمی در شبکه های دلی و ذهنی برگرفته از داده های ارسالی ما در طول زمان است. چه گفته ایم و چه کرده ایم مسئله این است. موج یابی معمولاً روی فرکانس دیده ها، شنیده ها، تصورها xa0و...سنجش از راهxa0برداشت اولیه (درست یا غلط) +پنداشت ثانویه >>>شکل گیری نوع حس متناسب با هر آدمیxa0xa0نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادیxa0...
ادامه مطلب
خانه ات آباد ذکر دل من...مردمم پشت سر چندی است غیبت می کنند. تازگی ها گفتگواز تو برایم با خشونت می کنند !تاتهش خانه خرابت هستم اما این جماعت هم بوی گند منطق می دهند!!! من کجای کارم از دست تو شکوه گر ش...
ادامه مطلب
یکسال_گذشتxa0دلنوشتهxa0به نام خدایی که شما عاشقانه می پرستیدش. قبل از آغاز کلام بیزارم از هر آن که از شما نردبانی ساخت برای بالا بردن خویش. وبیزارم از هر آن چه طعمش خوشایندی دیگران و ناخوشی شما باشد.شهدای,...
ادامه مطلب
مرورگذشته (به بهانه موفقیت یکی از پرونده های قنات)ما نبودیم اما بر خلاف این روزها مثل اینکه خیلی فراتر از تصورعجیب ما شده بودند! بزرگتر ها تعریف می کنند :اصلاً هیچ شباهتی باالان نداشت، آب قنات خیلی زیادبود.کدخدا، خدایی بود برای خودش!رعیت ها جونشون و برای یه قطره آب کف دستشون می گذاشتند،ترس کیلویی چند؟همونی که تو ماه رمضون با زبون روزه درو می کرد به وقتش خونش که جوش می اومد، یه آدم دیگه ای می شد.خبرها اینطور می رسید که بعضی ها پررو شدند و به حق خودشون قانع نیستند، حرف حسابم حالیشون نبود.قنات اون ...
ادامه مطلب
(باران رسید) بعدِ ماهِ مهربانِ مهر ، چون آبان رسیدنم نمک ، هنگامه ی رقصیدنِ باران رسید با نویدِ نوبهارِ سبز و خرم ، توده ایهمچو چترِ سایه گستر ، بر سَرِ بستان رسید آسمانِ شهرِ قصه،دوده را از چهره شُستزآن که شورِ زندگی،از سوی کوهستان رسید غصه های باغبانِ خسته از دلواپسیبا صدای ناودانِ خانه ها پایان رسید در کویرِ تشنه کامِ خفته در آغوشِ مرگجانِ تازه بر قناتِ مانده از جریان رسید بوی عطرِ پونه های رُسته در دامانِ جویچون نسیمِ صبحِ دم،بر شامه ی دهقان رسید مژده،مژده، چشمه ی خشکیده در دامانِ دشتاز برای...
ادامه مطلب
چه شبی است امشب... گهواره ای در حسرت سرباز شش ماهه اش دیگر نمی جنبد! عمه ی خمیده قامتی ستون خیمه های سوخته شده است! یک کاروان بی کسی، تب بیمار کربلا رابالا برده است، علی بن حسین(ع) مرداس افتاده به بستر قافله ای است که در آتش جهالت سپاه عمر می سوزد... گوشواره فدایت بابا، گوش هایم هم چیزی نیست، کجایی بابای مهربونم، بغض کردن یادم رفته است می ترسم بعد از آن ظهر عطش در دریای اشک هایم همه غرق شوند! چقدر غربت درد دارد آقا... تاریکی ودرد تازیانه که چیزی نیست... خارجی خوانده شدن درد دارد ارباب! تمام حرم ...
ادامه مطلب
xa0 با سلام ارزو داشتم از کسی که پیکر پدرم را پیدا کرده تشکر کنم امروز فهمیدم که پدرم راxa0 شهید غلامی تفحص کرده است دست پدر و مادرش را می بوسم xa0xa0 حجت کمال ارانی از آران و بیدگل xa0 با عرض سلام و خسته نباشیدیاد و خاطره شهید غلامی زنده و جاوید بادxa0انشا اله رهرو شهیدان وطن باشیم جدید ترین ارسالی ها به xa0وب خاطرات کهن مهاباد اصفهان از آران بیدگل...
ادامه مطلب
به حرمت بانوی صبر کربلا، دختر مد روز شهر فرنگ، دستی به سر و رویش کشیده!تمام حواسش را جمع کرده تا اراده اش پوشالی نباشد. می خواهدسر هوس هایش را ببرد. مصمم است و انگیزه هایش زیاد... باید پشت ستون زینب(س) قرار بگیرد، ستون حیا و شرف.می گوید کربلا موجی نیست که تا به ساحل برسد مرگش فرا رسد، کربلا ابدی است ایمن برای سوار شدن امثال من...باز محرم شده و درب های دانشگاه حسین (ع)بازتر از قبل واو فهمیده است که آغوش گرم خاندان ایمانی برای حریت ما فراهم است، مقصد را مشخص کنیم، فرصتی تازه پیش روی ماست، کشتی نجا...
ادامه مطلب
(زیبا) زیبا تر از آنی که غزل گوی تو باشمیا شاعرِ شوریده ی گیسوی تو باشم دل خواسته از من که بگیرم سَرِ زلفتآشفته ی آن قامتِ دلجوی تو باشم آواره چو مجنون بنشینم سَرِ کویتافسون شُده از نرگسِ جادوی تو باشم صیاد تو باشی و منم صیدِ نگاهتدر گاهِ شکار آمده آهوی تو باشم مژگانِ قشنگت بزند تیرِ خلاصمیا کشته به آن خنجرِ ابروی تو باشم باید که به من حق بدهی تا به قیامتمانندِ گدایی به دَرِ کوی تو باشم نویسنده :داود اشرفی مهابادی...
ادامه مطلب
(ناز) باز می آیی به مهمانیِ چشمانم بنازباز می خوانی به گوشم نغمه هایی دلنواز باز بازی می کنی با این دلم چون کودکیکَز هوس بر سیبِ سرخی می زَند یکباره گاز میبری دل از من و بی من به دریا میزنیگرچه می دانی که می دارم به آغوشت نیاز روی ماهت را بپوشانی به دستت در قنوتمیکنی دایم اقامه پیشِ چشمانمنماز گر چه تکلیفی ندارم در چنین کش واکشیلیک دلبستم که شاید! عشق گردد چاره ساز ای صدایت آشنا همچون تپش در قلبِ مناین بدان عاشق چو گُل عمرش نمی باشد، دراز نویسنده :داود اشرفی مهابادی...
ادامه مطلب
( زیبای ری) آنقدر گفتی زِ مستی، با من ای زیبای ریعاقبت نوشیدم از ، چشمانِ مستَت جامِ می چون شُدم مخمورِ آن ، چشمانِ شهلا از شرابشاعری را پیشه کردم، با تو ای! فرخنده پی دل ببریدم ز غیر و چون سپردم دست توشد برایم همچو فروردینِ خرّم ،ماه دی دلبری کردی ز من ،منهم برایت عاشقیکی ! چنین عیشی نموده در جهان، جمشید کی گر نباشی همنشینم، زندگی بی حاصل استبی تو ای زیبا! نمی ارزد پشیزی ،ملک ری نویسنده :داود اشرفی مهابادیxa0...
ادامه مطلب