هوالرحمن الرحیم - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:17
قصه ی دوست داشتنxa0ادامه داردxa0زیراxa0درهای توبه همچنان باز است!!!xa0xa0نویسنده :علیرضا_اشرفی_مهابادیxa0
ترانه ایده آلمه - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:17
اونقده تکرار می کنمxa0دوست داشتنت رو یه نفسxa0تصویر بهتری بیادxa0گوشه ی دنج این قفس#######ترانه ایده آلمهxa0رنگ تو میگیره چشامxa0انگاری شرح حالمهxa0اگه بباره رو لبامxa0######کاغذهارو خبر کنیدxa0ترانه مهمونمونهxa0عجب سک
تحمیدیه - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:17
اینکه هستی ولی من از تو دورم هم جای شکر دارد و هم گلایه. بودنت چیز کمی نیست و دوریت بیش از این هاست!xa0من حالا سراپا عروسک خیمه شب بازی دست تقدیرم، تا لحظه ای که زور این بودن و دوری تو بر یکدیگربچربد! تا روزی که یا به حسابت بیایم یا بی حساب پرت شوم به مسیر ی که هر چه هست به سمت تو نیست! حالا که به ق...
گره - تاریخ: 1398/10/3 ساعت: 21:17
گاهی ردشدن ساده نیست. دنیای توxa0یه جایی گیر میکنه و خلاصی هم نداره. هزار راه پیش پای تو، ولیxa0قدم از قدم بر نمی داری،نه که نخواسته باشی، جراتش رو نداری. ته بازی که حرف نمی زنی یا حرفی زده ای xa0که به پاش
منِ آدم - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:32
امروز یه دور به گذشتم زدم و چند دور از روی خودم رد شدم.وقتی از قالب خودم بیرون اومدم چند قدم اونورتر وایستادم به دادخواهی.گاهی یقه ی علیرضانام قصم روگرفتم وگاهی دستاشو...xa0دلم چند بارآه کشیدخسته که شدم
معاد من - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
معاد همین جاست، وقتی تو با نگاهت از عشق می پرسی و من شرمنده ام!وقتی بعد رفتنت تمام نمی شوی و آتش می گیرد دلم..باور کن به مردن نیست، زنده به رستاخیز عشقم می خوانی و متهم و سر فکنده به نگفتن دوستت دارم می شوم!xa0نویسنده :علیرضااشرفی_مهابادی
بردارها - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
زاویه ات را عوض کن و صاف بنشین روبه تخته سیاه.میانبر نگاه های خیال پردازت را از روی من بردار.آن روبرو استاد برداری کشیده است محض خاطر ما، چشمانت را به آن بدوز و از من دست بردار.خسته ام از این دوست داش
خانه ات آباد ذکر دل من - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
خانه ات آباد ذکر دل من...مردمم پشت سر چندی است غیبت می کنند. تازگی ها گفتگواز تو برایم با خشونت می کنند !تاتهش خانه خرابت هستم اما این جماعت هم بوی گند منطق می دهند!!! من کجای کارم از دست تو شکوه گر ش
صدات - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
صداتاز روزی که آقاجان گوشی رو گرفت من ازتو و صدات یکجا محروم شدم!حالا من بودم و دلی خوش به یه عکس یادگاری از تو که از ترس گاهی بین کتاب دین و زندگی ام پنهانت می کردم و به حق که تمام دین و زندگیم شده ب
جانی به رویایت بده - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
خوابای رنگی می بینی، هنوزم اون کنارتهیه وقتایی دیر میکنی، میبینی چشم براهتهفرم نگاش برای تو، آخ خنده هاش قرارتهپا به پای تو میادش، اونکه همش نگارتهرویاهاتو بغل بزن، دنیا پر از حسادتهبیدار شدی یادت نره
سال شهدای گمنام مهاباد (برای دلم) - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
یکسال_گذشتxa0دلنوشتهxa0به نام خدایی که شما عاشقانه می پرستیدش. قبل از آغاز کلام بیزارم از هر آن که از شما نردبانی ساخت برای بالا بردن خویش. وبیزارم از هر آن چه طعمش خوشایندی دیگران و ناخوشی شما باشد.شهدای,
انفرادی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
سلول به سلولم را فرستاده امxa0انفرادی, ،هروقت آمدی خبرم کن دور هم جمعشان کنم.xa0xa0نویسنده :علیرضااشرفی مهابادی
من من و تو تو و - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
من در کنار توام اما نمی بینی ام!تو مرا در مقابلت می بینی بگذار ساده ترش کنم من به تو فکر می کنم اما تو به دیگری. چندقدم بر می داری نزدیک می شوی اما نمی ایستی مرا جا می گذاری در پشت سرت. سر به هوای دیگ
سخت ترین کار دنیا - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
نوشتن این روزها برایمxa0سخت ترین کار دنیاست و چقدر به اینxa0نوشتن برای دوباره ایستادن نیازدارم.کهوقتی می دانمxa0افتاده هایxa0ابدیxa0مردگان اند اعتراض کنم که من می خواهم زنده باشم وxa0وقت مردنمنباشد تاxa0گرهی باز کن
همه_دعوتیم - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:44
xa0 جشنواره بز مهابادی(نمایشگاه )xa0همه دعوتیمهمه_دعوتیمنمایشگاه_سیاه_چادرشهر_مهاباد_اصفهاندیار_عاشقیبا_طعم_لهجه_بی_آلایش_مبادیبا همت مردم و مسولین شهر به مدت چهار روز نمایشگاهی با عنوان سیاه چادر در دل ق
محرم 96 به روایت تصویر - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:47
xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0محرم 96 به روایت تصویرxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0عکاس علی اشرفی مهابادیxa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0xa0 xa0 xa0 xa0خاطرات کهن مهاباد اصفهانxa0xa0xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0برای مشاهده تصاویر بیشتر روی این لینک کلیک کنی
کربلا - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:47
(کربلا)کربلا یک واقعه در قالب تصویر نیستوسعت الله اکبر گفتنِ تکبیر نیستاهل منبر خوب می داند چه میگویم سخنکربلا تنها سنان و نیزه و شمشیر نیستکربلا یک آسمان اندیشه دارد در دلشدرک آن تنها به سر کوبیدن و
زینب_کیست - تاریخ: 1398/8/4 ساعت: 11:47
مهاباددلنوشتهزینب_کیستxa0زینب(س) کربلا کیست؟مادری است که دو فرزندش را در مقابل دیده اش غرق در خون می کشند و گویی نمی بیند! خواهرانه بدرقه ی برادری می کند که حتی در وضعیتی بی نظیر در بالای نی، سر از تن ج
عاشقان حسین یاد حسینی ها - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:59
#عاشقان_حسین_ع_ #یاد_حسینی_ها علیرضااشرفی_مهابادیxa0لیست_شماره_یک محرم که می شود آدم قشنگ جای خالی بعضی ازرفقا و آدم های این دستگاه و حس می کنه، گاهی صداشون تو گوش تو هست، گاهی دارند اون وسط های هیئت را
حاج محمود توکلی به همرزمان شهیدش پیوست - تاریخ: 1398/7/30 ساعت: 2:59
یاردیرین و همرزم شهیدان تفحص بویژه شهید علیرضا غلامی اردستانی(مهاباد اردستان)xa0به آرزوی دیرینه خویش رسید.سرهنگ محمود توکلی در عراق شهید شدسرهنگ پاسدار، حاج محمود توکلی، جانشین قرارگاه تفحص شهدا در کردس

برچسب‌های مرتبط

رسیدن باران به پدرش | یاد دارم در غروبی | یاد دارم | یاد دارم شبی چشمم نخفت | یاد دارم روزگار پیش را | یاد دارم یک غروب | یاد دارم در | یاد دارم درغروبی سرده سرد | یاد دارم در غروبی سردسرد | یاد دارم که شبی