(دلشدگان)
-
تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 14:16
(دلشدگان) ما دلشدگان مستِ می از جامِ الستیمچون آبِ زلالیم،همینیم که هستیم بی پرده بگویم سخن از سرّ خرابات مانند خلیلیم، که بتها بِشِکستیم از بندِ تظاهر برهیدیم، چو حلاج بر پای درختی که شَود دار،نشستیم از ظاهرِ ما باطنِ ما جمله عیان است ما فارق ازین مردُمِ بیگانه پرستیم ای مدّعیان خُرده به عشاق نگیری...
(ای دل)
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 21:29
(ای دل) ای دل چه می کشی ا ز دستِ روزگارکین گونه گشته ای در سینه بیقرار هر کس که میرسد، زخمی زَند تو رااز ساده بودنت،از این همه وَقار گویی که این جهان،لبریزِ کینه استآیینِ زندگی، گُم گشته در غبار خو کرده ای تو هم،با غصه های خویشزآن رو که گشته ای،بر درد و غم دچار گاهی که ناله ات،آتش زند به جاناشکم شود...
بازار عاشقی
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 21:29
چه شبی است امشب... گهواره ای در حسرت سرباز شش ماهه اش دیگر نمی جنبد! عمه ی خمیده قامتی ستون خیمه های سوخته شده است! یک کاروان بی کسی، تب بیمار کربلا رابالا برده است، علی بن حسین(ع) مرداس افتاده به بستر قافله ای است که در آتش جهالت سپاه عمر می سوزد... گوشواره فدایت بابا، گوش هایم هم چیزی نیست، کجایی ...
(حسین آمد...
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:48
xa0 (حسین آمد... حسین آمد که با ما راز گویدسخن از شیوه ی پرواز گوید بگوید حق چو خواهی جان فدا کنبه عزت خوش نشین،ذلّت رها کن که بودن با مضلت خود فروشیستسبب بر فقرِ انسانها خَموشیست بزن فریاد از بیدادِ گردونبکش تن را چو من در آتش و خون فدا کن جانِ خود را با شجاعتمکن با نکبَتِ دنیا قناعت که بودن با حقا...
تشکر از خانواده شهید غلامی
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 23:28
xa0 با سلام ارزو داشتم از کسی که پیکر پدرم را پیدا کرده تشکر کنم امروز فهمیدم که پدرم راxa0 شهید غلامی تفحص کرده است دست پدر و مادرش را می بوسم xa0xa0 حجت کمال ارانی از آران و بیدگل xa0 با عرض سلام و خسته نباشیدیاد و خاطره شهید غلامی زنده و جاوید بادxa0انشا اله رهرو شهیدان وطن باشیم جدید ترین ارسالی...
به حرمت بانوی صبر کربلا
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 23:28
به حرمت بانوی صبر کربلا، دختر مد روز شهر فرنگ، دستی به سر و رویش کشیده!تمام حواسش را جمع کرده تا اراده اش پوشالی نباشد. می خواهدسر هوس هایش را ببرد. مصمم است و انگیزه هایش زیاد... باید پشت ستون زینب(س) قرار بگیرد، ستون حیا و شرف.می گوید کربلا موجی نیست که تا به ساحل برسد مرگش فرا رسد، کربلا ابدی است...
تورا من چشم در راهم
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 23:27
هربارپرشورترازقبل ساعت به وقت عاشقیستمن نیزهمین حوالیکناراسمان خدامنتظرمردمک های ساده وبی الایش وبه رنگ عشقنیامدالهه رازونیازمن معبودبی همتابازاین چه شورشی است که مراازخودبی خودکرده استای خالق عشق وای هم سفرشب های بی کسیکجایی؟هستم ولی خستمنه ازتو,نه ازبنده هاتبلکه ازخودم که مستموچه زیبامیگویدشاعر: ﻣ...
(پاییز)
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 15:32
(پاییز) پاییز آمد،اُفتان و خیزانیک بارِ دیگر،پیش از زمستان منهم برایش، خواندم ترانهبا صوتِ دلکش،در کُنجِ ایوان گفتم غزلها،در وصفِ حالشدل را سپردم،بر دستِ باران در آن هیاهو ،برگی زِ شاخهافتاد و گفتا،با چشمِ گریان ای آنکه اینک،گشتی غزل خوانبیهوده دلخوش،منشین به سامان هر چند زیبا،پاییز باشداما! نباشد،ه...
(می دانم)
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 15:32
(می دانم) هوا بس ناجوانمردانه دلگیر است می دانمجرس در سینه چون شیری به زنجیر است می دانم نمی خواهی بمانی یک دمی دیگر به دردستاندِلت مانندِ من از زندگی سیر است می دانم کسی درکی ندارد از تو ای تنهای بی سامانفضا اندر جهان در حالِ تغیر است می دانم نگو دیگر زِ بی مهری که آیینی نوین گشتهزمین آلوده بر انصا...
(عشق)
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 15:31
(عشق) از عشق گفتی،بامن چه زیبااین تشنه لب را، بُردی به دریا با من نشستی، در پای ساحلخواندی به گوشم،یک شعرِ زیبا شعری که در آن،شوری نهان بودنا گفتنی ها،از طورِ سینا خوابم پریشان،گردید با تودر سینه ام شد،یک بارِ بلوا دل را بُریدم،از هر تعلقبی من شُدم من،همچون مسیحا پا در رکابت،از خود گذشتمچون شد برایم...
(زیبا)
-
تاریخ: 1395/7/11 ساعت: 15:31
(زیبا) زیبا تر از آنی که غزل گوی تو باشمیا شاعرِ شوریده ی گیسوی تو باشم دل خواسته از من که بگیرم سَرِ زلفتآشفته ی آن قامتِ دلجوی تو باشم آواره چو مجنون بنشینم سَرِ کویتافسون شُده از نرگسِ جادوی تو باشم صیاد تو باشی و منم صیدِ نگاهتدر گاهِ شکار آمده آهوی تو باشم مژگانِ قشنگت بزند تیرِ خلاصمیا کشته به...
(ناز)
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:25
(ناز) باز می آیی به مهمانیِ چشمانم بنازباز می خوانی به گوشم نغمه هایی دلنواز باز بازی می کنی با این دلم چون کودکیکَز هوس بر سیبِ سرخی می زَند یکباره گاز میبری دل از من و بی من به دریا میزنیگرچه می دانی که می دارم به آغوشت نیاز روی ماهت را بپوشانی به دستت در قنوتمیکنی دایم اقامه پیشِ چشمانمنماز گر چه...
(بی کسی)
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:24
(بی کسی) کس به کس اینجا محبّت را نمی دارد روابر رفیقان و عزیزانی به مانند شما بی جهت دل بر وفاداریِ این مردم مبندخانه ویران گشته اینجا از جفا کاریِ ما دل اگر دادی به ایشان، غرقه از خون می شودرسمشان این است و محرومند ، از مهر و وفا عشق در افکارشان یک واژه ی بیگانه استهمچو گل ، پژمرده حسّ ِ عاشقی در س...
ایران در راستای تحولی بزرگ
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:24
ایران در راستای تحولی بزرگ وقتی وارد فضای دانشگاه شدیمxa0 احساس خاصی بهمان دست داده بود ودلمون از یک واقعه جدیدی خبر می داد انگار می خواست اتفاقات خوبی برایمان رقم بخورد وانگارآرزوی همیشگیمون تحقق پیدا کرده بود ورود به دانشگاه .. شاید این ویژگی از خصیصه های ذاتی مان باشد که اگر کتابی که مطابق میل ما...
(گمشده)
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:24
(گمشده) گفتم که بیا تاکه بشینم به تماشاآن صورتِ زیبنده ی آیینه نمارا تا با نگهت، یک غزلی تازه سرایمدر خلوتِ آغوشِ تو ای دلبرِ رعنا با من بنشینی و بشینم به کنارتآسوده شوم از غمِ دیرینه ی دنیا دستانِ نوازش گرِ من زلفِ تو گیردبردست و زَنَد ، حلقه به آن جعدِ فریبا اما! چه کنم حرفِ مرا گوش نکردیدادی تو ب...
(وجدان)
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:24
(وجدان) چندیست که وجدان شُده کمرنگدلها زِ خباثت شُده چون سنگ در سینه ی پُر دردِ شقایقآیینه شکست است زِ نیرنگ بلبل چو کند نغمه سراییآواز نخواند ، مگر از جنگ گویی که شَب و روزِ تباهیدر مرگِ بشر گشته هماهنگ بی وقفه دراین ماتمِ عظماناقوسِ کلیسا بزند، زنگ در سوگِ غزل خانه ی عشّاقپوشیده عزا، قامتِ فرهنگ د...
اعترافات ذهن خطرناک من _(3)
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 22:24
اعترافات ذهن خطرناک من _(3)نماز نمی خواندم و اصلا "اهل مسجد و هیئت نبودم... محرم شده بود، همه جا پر از پارچه های مشکی،پر از صدای تبل و سنج... پر از بی تابی... خوابم نمی برد، از شر کلافگی راهی کوچه شدم،همه جا از حسین (ع)مملو شده بود، بر سر سفره اش مهمان شدم، نمک گیر شدم، محرم ها گذشت و من هر ثانیه مج...
(دلبری )
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 0:22
دلبری دارم، نمک میریزد از چشمانِ اوبرده دل ازمن به غارت، غنچه ی خندانِ او در کویرستانِ دنیایی، چنین بی عاطفهاو زلیخا باشد و من ،یوسفِ کنعانِ او سر چو بگذارم به پایش ، جان کُند قربانِ منمیکشم باری خجالت، ز این همه احسانِ او چون تماشایش کنم، احوالِ من نیکو شودگاهِ دلتنگی بُود، منزلگهم دامانِ او سهمِ م...
(چکنم...) شعر طنز
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 0:22
شعر طنز دلبر از من گِله دارد ، چکنموای عجب حوصله دارد،چکنم خانه میخواهد و ماشینِ پژودَم به دَم مسئله دارد، چکنم مُبلِ آنتیک، بخواهد ز فرنگمشکلِ داخله دارد، چکنم بخشِ سفلیٰ بُود آبادیشانبا ژنو فاصله دارد ،چکنم میزند ، طعنه مرا چون پدرشیک قشون عایله دارد، چکنم زایمان کرده ام از نق زدنشمادری قابله دارد...
(مدّعی)
-
تاریخ: 1395/6/31 ساعت: 0:22
(مدّعی) وقتی چو ابری نیّتِ باران نداریجایی تو در اندیشه ی دهقان نداری... بر تن مپوشان جامه ی مردانگی راچون قامتی، شایسته ی مردان نداری دایم تظاهر از لَبِ خشکِ تو جاریستاما دریغا! یک نَمِ ،ایمان نداری جامی نمی آری! قدح را مشکن از مازیرا که جا ، در حلقه ی مستان نداری ای مدّعی! دنیای تو همچون حباب استم...